تبليغاتX
:: | عـکـس × جـوک × آهـنـگ | ::

 

 

                   

درباره وبلاگ

.:: علے قنبرے
اهل پایتخت قدیم،آشغال دونی حاضر!
11/2/1368
دانشجو کامپیوتر رودهـــــــــن [به این عظمت!!!]

" عادی ، اما عالی باش "


براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است. کسی که چنین می پندارد، به گامهای خود نیز ایمان ندارد. (پائولو کوئلیو)
آرشیو موضوعات
سیستم عضویت بلاگ
با عضویت در این سیستم شما جز یکی از

"اعضا ویژه" بلاگ به حساب می آیید ، همچنین دارای "1صفحه شخصی" میشوید . و دیگر امکانات...

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :

ورود اعضا...

نام کاربری :
کلمه عبور :
فرستادن E-mail
انتقادات و پیشنهادات خود را در جهت بهبود وضع بلاگ به من میل کنید .


باتشکر علی

نام :
ایمیل :
متن پیام :
تقویم روزانه بلاگ
پیوند های روزانه
پیوند های وبلاگ
پشتیبانان

چون اون چپ دسته!!!

پنج سوال مهم در زندگی زناشویی
بر اساس يه تحقيق، ۵ سوال وجود داره که زنها بهتره از مردها نپرسند!
چون اگه جوابهاشون مبني بر حقيقت داده بشه شَــــــــر به پا ميشه!!...



اين ۵ سوال عبارتند از :



              ۱- به چي فکر مي کني؟...
      ۲- آيا دوستم داري؟...
  ۳- آيا من چاقم؟... 
                                           ۴- به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟... 
                             ۵- اگه من بميرم تو چيکار مي کني؟


براي مثال:
به چي فکر مي‌کني؟
جواب مورد نظر براي اين سوال اينه: “عزيزم! از اينکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به اين فکر مي‌کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتني و متفکر و با شعور و زيبايي هستي و من چقدر خوشبختم که با تو زندگي مي کنم.“... البته اين جواب هيچ ربطي به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به يکي از موارد زير فکر مي‌کرده:
الف) فوتبال
ب) بسکتبال
ج) چقدر تو چاقي!
د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!
ه) اگه تو بميري پول بيمه ات رو چطوري خرج کنم؟
يه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترين جواب رو به اين سوال داده... اون گفته: “اگه مي خواستم تو هم بدوني به جاي فکر کردن، درباره‌ش حرف مي‌زدم!“...
آيا دوستم داري؟
جواب مورد نظر اين سوال “بله“ است! و مردهايي که محتاط‌ترند مي‌تونن بگن: “بله عزيزم!“... و جوابهاي اشتباه عبارتند از:
الف) فکر کنم اينطور باشه!
ب) اگه بگم بله، احساس بهتري پيدا مي‌کني؟
ج) بستگي داره که منظورت از دوست داشتن چي باشه!
د) مگه مهمه؟!
ه) کي؟... من؟!
آيا من چاقم؟
واکنش صحيح و مردانه نسبت به اين سوال اينه که با اعتماد به نفس و تاکيد بگين “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنين!... جوابهاي اشتباه اينها هستند:
الف) نمي‌تونم بگم چاقي... اما لاغر هم نيستي!
ب) نسبت به چه کسي؟!
ج) يه کمي اضافه وزن بهت مياد!
د) من چاق‌تر از تو هم ديدم!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم به بيمه‌ات فکر مي‌کردم!
به نظر تو، اون دختره از من خوشگلتره؟
“اون دختره“ در اينجا مي‌تونه يه دوست قبلي يا يه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردين و يا هنرپيشه يه فيلم باشه... در هر حال جواب درست اينه که: “نه! تو خوشگلتري!“... جوابهاي غلط عبارتند از:
الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو ديگه‌اي خوشگله!
ب) نمي‌دونم اينجور موارد رو چطوري مي‌سنجند!
ج) بله! اما مطمئنم تو شخصيت بهتري داري!
د) فقط از اين بابت که اون جوونتر از توست!
ه) ممکنه سوالت رو تکرار کني؟ داشتم راجع به رژيم لاغريت فکر مي‌کردم!
اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
جواب صحيح: “آه عزيزترينم! در حادثه اجتناب ناپذير فقدان تو، زندگي برام متوقف ميشه و ترجيح ميدم خودمو زير چرخ اولين کاميوني که رد ميشه بندازم!“... اين سوال، همونطور که توي گفتگوي زير مي‌بينين، ممکنه از سوالهاي ديگه طوفاني‌تر باشه!...
زن: عزيزم... اگه من بميرم تو چيکار مي‌کني؟
مرد: عزيزم! چرا اين سوالو مي‌پرسي؟ اين سوال منو نگران مي‌کنه!
زن: آيا دوباره ازدواج مي کني؟
مرد: البته که نه عزيزم!
زن: مگه دوست نداري متاهل باشي؟
مرد: معلومه که دوست دارم!
زن: پس چرا دوباره ازدواج نمي‌کني؟
مرد: خيلي خب! ازدواج مي‌کنم!
زن (با لحن رنجيده): پس ازدواج مي‌کني؟
مرد: بله!
زن (بعد از مدتي سکوت): آيا باهاش توي همين خونه زندگي مي‌کني؟
مرد: خب بله! فکر کنم همين کار رو بکنم!
زن (با ناراحتي): بهش اجازه ميدي لباسهاي منو بپوشه؟
مرد: اگه اينطور بخواد خب بله!
زن (با سردي): واقعا“؟ لابد عکسهاي منو هم مي‌کني و عکسهاي اونو به ديوار مي‌زني!
مرد: بله! اين کار به نظرم کار درستي مياد!
زن (در حالي که اين پا و اون پا مي کنه): پس اينطور... حتما“ بهش اجازه ميدي با چوب گلف من هم بازي کنه!

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/Orange_Alighanbari.blogfa.com.jpg

مرد: البته که نه عزيزم! چون اون چپ دسته!!!


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

دانشگاه و مکالمات تلفنی یک دانشجو (طنز) (پیشنهاد میکنم ببینید)


ترم اول(ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی.منم هوشنگ.وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه.وای خدا خوابگاه رو بگو.وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور مور میشه..راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه بغلیمونه.دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشه! لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!! پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان! Wink

حاصل ازدواج این زن و مرد حتی در لباس هم تاثیر داشت


بقیه ترم هارو توی  ادامه مطلب  ببینید ...


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

ـعکس ...

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/Alighanbari.blogfa.com%28ORG%29.png

چند وقتی میشد به نظرم که پست عکس به درد بخور ندادم تو بلاگ ، ایندفعه هم ۳ تا عکس آماده کردم واسه من که جالب بود جدید ، اما یکم سانسور باید بشه !! پس بالغین بلاگ اون دسته از ۱۸+ هایی که به بلوغ فکری هم رسیدن ببیند و نظرشونو بگن...


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

زنِ خِنگـــــــــــــــ !

 دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقر شدیم .خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی میکنم .امروز میخوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده که 12 تا تخم مرغ رو جدا کنین و بزنین ولی من کاسه به اندازه کافی نداشتم واسه همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بنونم تخم مرغ ها رو توش بزنم 

 سه شنبه 
ما تصمیم گرفتیم واسه شام سالاد میوه بخوریم ..در روش تهیه اون نوشته بود..بدون پوشش سرو شود ..خوب منم این دستور رو انجام دادم ..ولی ریچارد یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون ..نمیدونم چرا هر دو تاشون وقتی که داشتم واسشون سالاد رو سرو میکردم.. اون جور عجیب و شگفت زده به من نگاه میکردن 

 چهـارشنبه
من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم و یه دستور غذایی هم پیدا کردم واسه این کار که میگفت قبل از دم کردن برنج کاملا شستشو کنین .پس من آبگرمکن رو راه انداخنم و یه حموم و شستشوی حسابی کردم قبل از این که برنج رو دم کنم..ولی من آخرش نفهمیدم این کار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت 

 پنجشنبه
بازم امروز ریچارد ازم خواست که واسش سالاد درست کنم ..خوب منم یه دستور جدید رو امتحان کردم ، تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین و بزارین یه ساعت بمونه قبل از این که اونو بخورین
خوب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیدا کردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پلا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بلای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاد اونو بخوره
ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمیدونم چرا ؟..عجیبه!!! ..حتما خیلی تو کارش استرس داشته ، باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم 

 جمعـــه
امروز یه دستور غذایی راحت پیدا کردم ..نوشته بود همه مواد لازم رو تو یه کاسه بریز و بزن به چاک ..خوب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه ی مامانم ..ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود .چون وقتی برگشتم خونه.. مواد لازم همون جوری که ریخته بودمشون تو کاسه ..مونده بودن 

 شــنبه
ریچارد امروز رفت مغازه و یه مرغ خرید و از من خواست که واسه مراسم روز یکشنبه اونو آماده کنم ..ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه میشه یه مرغ رو واسه یکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد ..قبلا به این نکته تو مزرعه مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیدا کردم و با کفش های خوشگلش ..وای من فکر میکنم مرغه خیلی خوشگل شده بود
وقتی ریچارد مرغه رو دید ..اول شروع کرد تا شماره 10 به شمردن و ولی بازم خیلی پریشون بود!!!
حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظار داشته مرغه واسش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟  شروع کرد به گریه و زاری و هی داد میزد
آخه چــــرا من ؟؟چــــــرا من؟


هـــــووووم ...حتما به خاطر استرس کارشه ، مطمئنم

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

زیرکی مثال زدنی مادر زرنگ!!

مادری برای دیدن پسرش ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام ويكي زندگی میکند. کاری از دست خانم مادر بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی پسرش هم خیلی خوشگل بود .

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/mother%20LOVE%20sun%5BAlighanbari.blogfa.com%5D.png


او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. پسرش که فکر مادرش را خوانده بود گفت : ” من میدانم که شما چه فکری می کنید ، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ويكي فقط هم اتاقی هستیم . ”
حدود یک هفته بعد ، ويكي پیش هم اتاقیش آمد و گفت : ” از وقتی که مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد ؟ ” “خب، من شک دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد..” Smile
او در ایمیل خود نوشت : مادر عزیزم، من نمی گم که شما قندان را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده . ” با عشق، پسر کاکول زریت Very Happy

روز بعد ، پسر یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود :  
پسر عزیزم ، من نمی گم تو با ويكي رابطه داری ! ، و در ضمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا کرده بود .

با عشق ، مامان  

 ادامه مطلب رو هم ببینید


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

زیبایی انیشتین ، آی کیو مرلین منرو . چه شود

می گویند مرلین مونرو یك وقتی نامه ای به آلبرت اینشتین نوشت كه فكرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه ها یمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند !

اقای " اینشتین "در جواب نوشت :


ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم . واقعا هم که چه غوغایی می شود ! ولی این یک روی سکه است .
فکرش را بکنید که اگر قضیه بالعکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود ! 


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 10 آبان1388ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

بخند و ببین ...

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/%28FIGUR%29AliGhanbari.Blogfa.com.gif

شکیبا باشید تا لود بشه ، بعد بخندین و زرتی کپی کنین مث همیشه :دی

راستی باشد تا بعد هم مطلبه مربوطه سوپر خنده دارترو بزارم ...



برای تست میزان انحراف جنسی ابتدا به تصویر زیر نگاه کنید!

حال باسن دختری که پشتش به تصویر است را مشاهده کنید!

جواب را در پایین صفحه ملاحظه نمایید.

...

...

...

...

...

...

...

آنچه که به عنوان باسن دختری که پشتش به تصویر است نظر شما را بخود جلب کرده است در واقع زیر بغل دختر عکاس می باشد. برای صحت این مطلب بار دیگر تصویر را به دقت نگاه کنید تا متوجه میزان انحراف جنسی خود شوید!


لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

شوهر معتاد ، همسر فداکار ...

مـــرد معتاد و ســـتمهای بی پایـــان همســــر عزیــــزش :دی

http://www.siasatrooz.ir/Upload/Images/13880525/asli2.jpg

روش ترک دادن شوهــــــر ــــــــیگاری

روش 100 در100عملی و موثراز زبان خانومی که شوهرشو ترک داده :
من بعد از خوندن صحبتهای معاون سلامت تصمیم به وادار كردن شوهرم به ترك سیگار كردم و بسرعت برگه ای برداشتم و مطالب زیر رو در اون نوشتم و به در یخچال چسبوندم.
از امروز تصمیم گرفتم تو رو به ترك سیگار وادار كنم و به همین خاطر قوانین زیر از همین الآن در خانه لازم الاجرا می باشد:
قانون شماره 1: هر روزی كه لباسهات بوی سیگار بده به یكی از مجازاتهای زیر (البته به انتخاب خودت) محكوم می شوی:
1 -شستن ظرفهای ناهار و شام
2 -خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3 -دعوت مامانم اینا و داداشم اینا برای صرف ناهار (كه به احتمال 99 درصد برای صرف شام هم می مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافیه و نمی تونی اون رو انتخاب كنی، چون تو این كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به این خاطر كه وظیفه ات است هر روز انجام می دی!!
قانون شماره 2: اگه توی جیبت كبریت یا سیگار پیدا كنم، یكی از چهار عمل زیر رو باز هم به انتخاب خودت عملی می كنم:
1 قهر می كنم می رم خونه مامانم اینا و بعد ده روز و پس از یه عالمه منت كشی برمی گردم خونه.
2 یك گردنبند، دستبند، النگو و یا یك مورد مشابه اینا به انتخاب خودم باید برام بخری!!
3 خودت بگو با ملاقه بزنم یا كفگیر؟!
4 با همون كبریت و به كمك مقداری مواد آتش زا تنبیهت می كنم.
تبصره: خودت می دونی من از این سوسول بازیها خوشم نمی آد پس گزینه اول منتفیه، دیگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگیرام كج و كنجول شدن و دیگه حیفم می آد وسایل آشپزخونه رو خراب كنم، گزینه آخری هم وجدانی خیلی خشونت داره و به علت این كه بچه مون هفت سالشه و دیدن این صحنه ها برای بچه های زیر 12 سال مناسب نیست این گزینه رو هم نمی تونی انتخاب كنی، پس فقط می مونه گزینه دوم ...!!
قانون شماره 3: در صورتی كه یقین حاصل كنم سیگار رو ترك كردی، می تونی یكی از موارد زیر رو به عنوان جایزه انتخاب كنی:
1 به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشی.
2 به عنوان تلافی این چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم یك بار با ملاقه بزنی تو سرم!
تبصره: گزینه اول الكیه و نمی تونی انتخابش كنی، چون می ترسم بد عادت بشی و تنبل و تن پرور بار بیآی!!
اگه هم جرأت داری گزینه دوم رو انتخاب كن!!


  "با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"  


بازم همون خانومه: شوهرم بعد یك هفته به این نتیجه رسید به نفعشه سیگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)

یه عکس بی ربط با موضوع هم گذاشتم " ادامه مطلب " پیشنهاد میکنم بالغین حتما ببینند و نظر بدن دربارش واقعا برام جای تعجب داره !!!


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت 11:3 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

احسـاسات یک شـوهر در نصـــف شب...

     | احساسات یک شوهر در نصف شب |     

زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...
زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...

زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"

شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟



زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."


شوهرش به سختی‌ گفت:

_ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟

_ آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)

_ یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

_ آره اونم یادمه...

مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم...

لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 0:18 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

تفاوت هــــــــــــا

همانطور که میدونید موجود ظریف و شکننده زن و گاهی هم دختر! در برخی کشورها با بعضی محدودیت ها و باید و نبایدها روبرو است که بازم در برخی موارد منطقی و راه گشاست ، و در بعضی هم پوست این مرد بدبختو میکنه به بدترین نحو !! عربستان - ایران - آمریکا 3 تا از پر حاشیه ترینا هستند تو این مقوله . خب  ایران  خودمون که قربونش بریم هیچی واسه گفتن نمیزاره !! زندان مطلق ، فرق فاحش و بزرگ ، تفاوت اخلاق و و و... ،  عربستانم  به شخصه فقط شنیده هایی و شنیدم که حتی شنیدنش هم دور از تصور و عقل انسانیه ، به نظر من حتی حق زندگی رو هم واسه زناشون با سنگسار میتونن بدن !!! فقط موندم این نانسی و حیفا اینا چجوری از توشون در اومدن ؟؟! ،  آمریکا  که دیگه قربوشن برم انقد فیلم ازش هست که بعضیاش نشون دهنده جلوه و صورت زندگی واقعیه نشون میده بعضیاشم بهشت دنیایی و بهت میگه و حصرت اون زندگی رو تو دلت جا میزاره " لاس وگاس" زناشم که نگـــــو (به قول مسترسین خودمون قلمبه سلبمه اینداختن بیرون :دی) البته تو بعضی جاها هم افراط و تفریط زیاد تابلو دیده میشه ، که زیــــاد خوب نیست .

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/Alighanbari.blogfa.com%5B14-6%5D.jpg


مقایسه ای در مورد تفکراتی که حول یک زن و کار هایی که این موجود انجام میده (در 3 نقطه گنده دنیا) داشته باشم ...


1-اگر یک زن سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند : فمنیست
در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!

3-اگر یک زن مورد تجاوز قرار بگیرد :
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را
سنگسار می کنند!

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر
جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

5-زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
6-
در امریکا
: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

8-یک دختر 18 ساله:
در امریکا
نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره
در امریکا:Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی
القبر هذه الدختر!

10-زنی به شوهرش خیانت کرد....
در امریکا: طلاق ....
در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....
در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم!
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

تیکه ، متلک ، از نوع سانسور نشدش سفارشی برای اجناس ظریف و لطیف مونث

متلک های بامزه و خنده دار و 100% جواب گیر و البته جدید ، آخ که چقدر دلم لک زده بود واسه پست های مسخره بازی و خنده دار... و اما درباره قدمت این متون باید بگم "خدایی من هنوز خیلیهاشون تست نکرده بودم :دی" اما هر کدوم که میخوندم یجوری میشدم از خنده !!  خیلی بامزن و البته ممکنه بعضی رو هم ناراحت کنه پس اون بعضی این پائینو بخونن ...

منبع هم FoxBax.blogfa میباشد.

http://alidpi.persiangig.com/-Ax-/for_Blog/AliGhanbari.Blogfa_girlpart.jpg

این 2ومین باریه که دارم این پست و مینویسم بخاطر رتبه 178 اینترنتمون در جهانه دیگه از دیگر افتخارات همیشه سربلندمون مجبور شدم دوباره بنویسم (DC) !!!!

  

|:- اما توصیه من به شمایی که زیر 18 ســالی خواهشا نخون چون سانسورش نکردم -:| 

  

پـ . نـ : حالا چون گفتم زیر 18 سال نخونن این پستم تو هفته پر بازدید ترین میشه !!!:دی


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 2:18 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

آ سید محمود در کودکی ــــــــــ یاهو مسنجر ، دوست دارم !!!

خاطرات پدر محمود احمدی نزاد از كودكی وی : از محمود خیلی راضی بودم ولی یه عادت بدی داشت كه همش دروغ می گفت و بقیه را هم به دروغگو بودن محكوم می كرد بقالی كوچه را متهم به گرانی می كرد همش میومد تو خونه می گفت امام زمان را در كوچه دیدم و سرمو بوسیده اخوند محلمون همیشه از محمود حمایت می كرد محمود سیب زمینیهای خونه رو می دزدید می داد به مردم مردم محل تا بیشتر پیششون جا واز كنه همیشه می رفت زیر لامپ و هی می گفت بابا بابا نگاه هاله نور !!! جـالبـــــــــــ بود

ایا اگر ملتی بگوید این حکومت را نمی خواهیم، حق آن ملت یک قبرستان شهید است؟ آیت الله خمینی،بهشت زهرا ،بهمن ۱۳۵۷

ترجیج میدم با کفشهام راه برم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد بشینم و به کفشهام فکر کنم


بازم مسنجر یاهو رو بستن و آی پی ها و ساکس هاشو غیر فعال کردن به سلامتی ، آخه تا چه حد ؟! محدودیت حد و مرز و و و sms ها که فعال شده بگیر نگیر اونوقت این مسنجر بدبخت چه گناهی داشت ؟ مثلا چه اطلاع رسانی میکرد بیشتر از sms !!!؟؟

بازم میگم خدا به دادمون برسه ، تو روزنامه ها خودمون و تیتر خبرهای اونا دیدم که از افشای اعترافات دستگیر شدگان جلوگیری میشه به شدت ، وزیر یا رییس اطلاعـــات خودشون این منع رو اعلام کردن ، و بازم میگم خدا به دادمون برسه .

پ.ن : بی ربط با چند پست اخیر بلاگ ...

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

وقتی از آپـارتـمـان پـریـدم پــــــائین...


زوج خوشبخت طبقه 10 رو دیدم که باهم زد و خورد می کردن


"پیتر" محکم و قوی رو توی طبقه 9 دیدم که داره گریه می کنه

طبقه 8، "آمی" نامزدش رو می دید که با بهترین دوستش خوابیده

طبقه 7، "دن" قرصای روزانه ضدافسردگیش رو می خوره 


طبقه 6، "هنگ" بیکار هنوز هفت تا روزنامه در روز می خره تا یه کار پیدا کنه


آقای خیلی محترم "وانگ" در طبقه 5 سعی میکنه لباسای زیر خانومش رو بپوشه

طبقه 4 "رز" دوباره داره با دوست پسرش دعوا میکنه

قبل از اینکه از ساختمون بپرم فکر می کردم بدشانس ترین آدمم

الآن فهمیدم هرکسی مشکلات و نگرانی های خودش رو داره


آدمایی که دیدم الآن دارن به من نگاه می کنن

فکر کنم الآن که من رو می بینن، احساس می کنن وضعشون اونقدرا هم بد نیست

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

نمونه سوالات كنكور البته سانسور شدش !

  هنر . . .

هنرپیشه معروف سینما ؟
الف) محمدرضا گلزار
ب) محمدرضا علفزار
ک) محمدرضا گندمزار
ش) محمدرضا دشت

هنرپیشه مرحوم سینما ؟
الف) رضا ژیان
ب) رضا ماکسیما
ک) رضا فولکس
ش) رضا خاور

هنرپیشه مرحوم فیلم "ممل آمریکایی" ؟
الف) نعمت الله گرجی
ب) نعمت الله ساقه طلایی
ک) نعمت الله شیرین عسل
ش) نعمت الله مینو

هنرپیشه زن معروف سینما ؟
الف) هدیه تهرانی
ب) کادوی تهرانی
ک) چشم روشنی تهرانی
ش) قابل نداره تهرانی

بازیگر چشم روشن سینما و تلوزیون ؟
الف) پارسا پیروفر
ب) فارسا فیروزپر
ک) پارسا پیروزپر
ش) فارسا فیروزفر

یکی از آهنگ های منصور ؟
الف) دیوونه
ب) ... خل
ک) منگل
ش) عجوج مجوج!

خشایار اعتمادی چه سبکی می خواند ؟
الف) پاپ
ب) اسقف
ک) راهبه
ش) موبد
 
-------------------------------

تربیت بدنی

مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس ؟
الف) علی پروین
ب) علی شهین
ک) علی مهین
ش) علی دمبه

کشتی گیر گردن کلفت ایران ؟
الف) عباس جدیدی
ب) عباس قدیمی
ک) عباس نیو
ش) عباس آپ تو دیت

تیم فوتبال آبادانی ؟
الف) نفت آبادان
ب) بنزین آبادان
ک) گازوئیل آبادان
ش) استقلال اهواز

باشگاه انگلیسی ؟
الف) میدلزبرو
ب) میدلزبیا
ک) میدلزبودی حالا
ش) میدلزپاشو برو گمشو

بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ ؟
الف) حسن صالح حمیدزیچ
ب) حمید صالح حسنزیچ
ک) حسن حمید صالحزیچ
ش) بابا چند نفر به یه نفر ؟؟؟

دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه ؟
الف) دیوید سیمن
ب) دیوید سیمثقال
ک) دیوید سیگرم
ش) دیوید سیتن

مهاجم سال های دور منچستر یونایتد ؟
الف) اندی کول
ب) اندی سرشانه
ک) اندی پشت بازو
ش) اندی مرسی هیکل
 
-------------------------------

فیزیک 1و2و3و4و5و6و7و . . . و شیمی . . . ( در هم )

مساحت دایره چقدر است ؟
الف) 2 متر
ب) 5/2 متر
ک) بیشتره
ش) صبر کن بپرسم

سرعت نور چقدر است ؟
الف) خوب است
ب) بد نیست
ک) شما چطوری ؟
ش) چه خبر ؟

کدام عبارت زیر باید فیلتر شود ؟
الف) cosx
ب) 2sin2x
ک) cotghx
ش) tg3x

کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد ؟
الف) نیوتن
ب) کیلوگرم
ک) متر بر مجذور ثانیه
ش) نیترات مس

یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک ، تلسکوپ و میکروسکوپ به کار میرود ؟
الف) عدسی
ب) کاچی
ک) فرنی
ش) سرشیر با دوغ

دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترون ها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت ؟
الف) تامسون
ب) واشنگتنی
ک) بمی
ش) شهسواری

یکی از اشکال ماده ؟
الف) گاز
ب) یخچال
ک) بخاری
ش) ماشین ظرف شویی

نام دیگر اسید فرمیک ؟
الف) جوهر مورچه
ب) جوهر مورچه خوار
ک) جوهر پلنگ صورتی
ش) جوهر سلندی پیتی

نام گاز سرد کننده یخچال های قدیمی ؟
الف) فرعون (فرئون)
ب) نمرود
ک) ابرهه
ش) خسرو پرویز

نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم ، نئون و ... ؟
الف) گازهای نجیب
ب) گازهای سر به زیر
ک) گازهای باوقار

ش) کلا بچه های خوبی هستن


-------------------------------

ادبیات


در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است ؟
"بی وفایی ، بی وفایی ، دل من از غصه داغون شده"
الف) ایهام
ب) صنعت نفت
ک) صنعت پتروشیمی
ش) صنعت میخ راست کنی!

شاعر قرن ده دوازده؟
الف) هاتف اصفهانی
ب) ابی اصفهانی
ک) اندی اصفهانی
ش) سیاوش قمیشی اصفهانی

فعل "خوردن" را صرف کنید ؟
الف) خوردی
ب) صرف شده
ک) میل ندارم
ش) نوش جان

نویسنده "منطق الطیر" کدام شاعر است ؟
الف) عطار نیشابوری
ب) نجار نیشابوری
ک) سمسار نیشابوری
ش) گل فروش نیشابوری
لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 14 تیر1388ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

بهترین جوک ...

بهترين جوك جهان انتخاب شد. اين جوك در بزرگترين طرح علمي پيرامون طنز انتخاب شده است قضيه از اين قرار است كه انجمن پيشبرد علم از كاربران اينترنت در سراسر جهان درخواست كرده بود كه بامزه ترين جوكي كه شنيده اند را برايش ارسال كنند. به گزارش رويتر 2 ميليون تن نظر دادند، اين نظرات مشتمل بر چهل هزار جوك شد و جوك ها از هفتاد كشور جهان براي اين انجمن ارسال شد. نتيجه انتخابات اين جوك بود:


دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است.
او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد:
فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟
طرف مقابل به آرامي مي گويد:
دلواپس نباش.
من مي توانم به تو كمك كنم.
ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است
بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!


گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده اين رقابت شد.


سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند.
آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند.
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!


لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

در دل زيبا و البته آموزنده ...

در دلي شيرين و خنده دار " خواندن مطالب پائين به دختران 19 سال به بالا توصيه مي شود Laughing Cool "
دختــری بـــا مــــادرش در رخــتخــــواب       درددل می کرد با چشمی پر آب

گفت:مــادر حـالم اصــلا خوب نیســـت        زندگی از بهر من مطلوب نیست
 
گـو چه خـاکی را بــــــریزم بر ســــرم؟        روی دسـتت بـاد کردم مــادرم!

سن من از بیست وشش افزون شــد        دل میان سینــه غرق خون شد

هیچ کــس مجنــون این لیـــلا نشــــد        شوهری از بهر من پیـــدا نشـــد

غــم میــان سینـــه شـد انـبــاشـــته        بـوی تـرشـی خـانه را بـرداشـته!

مادرش چون حرف دختش را شنفت         خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

دختـــرم بخـــت تــو هم وا می شود        غنچه ی عشقت شکوفا می شود

غصــه هــا را از وجـــــــودت دور کن          ایـن همـه شـوهر یکی را تــور کن!
 
گفــت دختــر مــادر محبـــــوب من!          ای رفیـــق مهـــربــان و خـوب من!

گفتـه ام بــــــا دوسـتــانم بــارهـــا          من بـدم می آیـد از ایـن کــارهــــا

در خیـابــــان یـا میـــان کـوچه هــا         ســر به زیـر و بـا وقـارم هـر کـجــــا

کی نگــاهی می کنـم بـر یک پسر        مغــز یــابو خورده ام یـا مغز خــــر!؟

غیر از آن روزی که گشتم همسفر         بـا سعید و یـــاســر و ایضـا صفــــر

بــا سـه تـاشـــان رفته بودم سینما        بـگـــذریــم از مــابـقــی مـــاجـــرا!

یک سری هم صحبت صادق شدم         او خـرم کـرد آخـرش عاشق شدم

یک دو مــاهی یـار من بـود و پــرید         قلـب مـن از عشـق او خیـری ندیـد

مصطفای حـاج علی اصغـر شلـــه        یـک زمـانی عـاشق من شد ، بلـــه

بعد جعفـر یــــار مـن عبـــاس بود        البتــه وسـواسـی وحســــــاس بود

بعـد از آن وسـواسی پـــر ادعــــا        شــد رفیقـم خـان داداش الـمیـــــرا

بعد او هم عــاشق مـانی شدم         بعـد مـانی عــاشق هـــــانی شدم

بعد هـانی عـاشق نـادر شــدم          بعـــد نــادر عــاشق نــــاصـر شــدم

مـــادرش آمـــد میــــان حـرف او         گفـت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

گـرچه من هم در زمـان دختـری        روز و شـب بـودم بـه فکـر شـــوهری

لیک جز آن که تو را بـاشد پــدر        دل نمی دادم به هــر کس اینقــــــدر

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی        واقعـــا که پــوز مــــــــــــــــادر را زدی

نامرد كســـــــــــــي اســـت كه نـظـر ندهـــد . Cool Laughing (امام خميني ره )Wink
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

رفتار زنان

http://alighanbari68.persiangig.ir/Ax/Blog/22.jpg

دختران 2 دسته اند: دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند (شــاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهیـــــــد!!!! (سامبرست)

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد!! (ویکتور هوگو)

بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست (بال زاگ)

در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن (شارل بوآیه)

در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقــام بگیرید او را به ازدواج تـرغیب کنید!!!! (برنارد شاو)

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند (برنارد شاو)

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسـطـــــ میدهد...!!! (چگـــــورا)

در برخورد با تازه عروس مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش (دیکنز)

زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ (برنارد شاو)

بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است (ارسطو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست(گالیله)

زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر (ویکتور هوگو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند (دیکنز)

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد (اعرابی)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت (برنارد شاو)

http://alighanbari68.persiangig.ir/Ax/Blog/11.jpg

و در آخـــــر
ممکن است که از امواج دریا نجاتـــــ یابید، ولی از دستـــــ زنها خیر

دیدن چهره زنها و دخترایی که این مطلبو خوندن واقعا چه لذت بخش خواهد بود ، امیدوارم بازم بتونم زندگی کنم

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

احــ ــمد جونی در تلتکست ...

آوازه احمــ ــدی نــ ـژاد جون هم به تلتکست رسید ، جوکهایی که از شبکه تلتکست tv پخش میشه رو انگار دیگه سانسوری درش نیست ...

http://alighanbari68.persiangig.ir/Ax/Blog/ahmadi-nejad.jpg

[ برای دیدن سایز واقعی عکس کلیک کنید ]

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 10:34 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

" سرانجام به هم رسیدند... "

 

آگنس ازدواج کرد و صاحب  ۱۳ تا بچه  شد …

وقتی که شوهرش فوت کرد، دوباره ازدواج کرد و صاحب ۷ تا بچه‌ دیگه شد…!!!

اما دوباره شوهرش فوت کرد و او باز هم ازدواج کرد و این بار صاحب ۵ بچه‌ دیگه شد…!!!

افسوس و صد افسوس…

آگنس، این شیرزن پر کار!!! سرانجام دار فانی را وداع گفت… 

بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت:

" خداوندا… آن‌ دو سرانجام به هم رسیدند…! "

در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم شد و پرسید : 

" فکر می‌کنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟!  یا شوهر سومش؟!!"

بغل دستی با نیشخندی جواب داد : " فکر کنم احتمالا منظورش پاهاش باشه !!! "

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 8:3 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

English Joke like same persian

BEFORE MARRIAGE


Husband - Aaah! ...At last! I can hardly wait!
Wife - Do you want me to leave?
Husband - No! Don't even think about it.
Wife - Do you love me?
Husband - Of course! Always have and always will!
Wife - Have you ever cheated on me?
Husband - No! Why are you even asking?
Wife - Will you kiss me?
Husband - Every chance I get!
Wife - Will you hit me?
Husband - Hell no! Are you crazy?!
Wife - Can I trust you?
Husband - Yes.
Wife - Darling!

AFTER MARRIAGE: read from bottom to top

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

امان از این ماهواره امید !!

عجب سوژه ی خنده یی شده !!! خدایی ما که خودمون ایرانیم و تو ایران اینجوریه وضعمون ، دیگه خارجیا دارن چجوری به ریش امید ما میخندن

اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زهمین گرد است.

دومین از ماهواره اميد: خورشید بدور زمین میچرخد
سومین پیام گزارش شده از امید: ..... در ماه نیست
چهارمين خبر از ماهواره اميد من خسته شدم دارم بر ميگردم
پنجمين پيام از ماهواره اميد دريافت شد: من بايد اينجا چيکار کنم؟
ششمین پیام از ماهواره امید مخابره شد یه دونه کارت شارژ 2000 تومنی ایرانسل بفرستید تا بازم پیام بدم.!
هفتمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: مقداری آب بر روی کره زمین مشاهده میشود، احتمال وجود حیات است
هشتمین پيام ماهواره اميد به زمين: بنزينم تموم شده کارت سوخت بفرستيد
نهمین پيام ماهواره اميد: جون مادرتون اينقدر مسخرم نكنيد
دهمين پيام ماهواره اميد : دارم سقوط ميکنم، زير پامو خالي کنين
یازدهمین پیام مخابره شده از ماهواره امید: من از این بالا روی اسرائیل تف کردم!
دوازدهمین پیام ماهواره امید، بازی ایران و کره یک یک شد.
سیزدهمین پیغام رسیده از موشک امید : هیچ چیز قابل مشاهده نیست !!!!! به دلیل نور زیادی که از مرقد امام می آید کور شدیم
.
.
هجدهمین خبر رسیده از ماهواره امید: اینجا تاریکه من میترسم

به علت قرار گرفتن امید درفضا, به ناهید و زهره هشدار داده شد حجاب خود را رعایت کنند

ماهواره امید به علت لایی کشی بین ماهواره ها ، سرعت غیر مجاز و مسافر کشی بازداشت شد.

در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت

ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد

پس از قرار گرفتن امید در فضا به ناهید و زهره اخطار داده شد حجاب خود را رعایت کنند

لحظاتی قبل ماهواره امید از ارتباط نا مشروع بین بهرام و زهره خبر داد

ماهواره امید از کشف یک امامزاده بین زحل و مریخ خبر داد
بنا بر خبر پرتاب ماهواره ی امید، نیروی انتظامی اعلام کرد: بزودی برای کنترل روابط میان امید و زهره یک فروند سفینه ی گشت ارشاد به فضا خواهیم فرستاد

ماهواره اميد از مدارخارج شده است وفقط به دور سياره زهره مي چرخد واين پيام هارا ارسال ميكند؛الهي دورت بگردم،جيگر چند سالته؟

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

اس ام اس جدید

حوصلم سر رفته بود این اس ام اسارو 1جا دیدم خوشم اومد گذاشتم اینجا ...

آلبرت انیشتین:

هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی

اوفیش چیست ؟

عکلس العمل کاملا منطقی لرها زیر دوش آب

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ويژه ي چند روز مانده به ولنتاين:
عربستان و بسیاری از کشورهای عربی فردا را ولنتاین اعلام کردند

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خبر چون سیل دنیا را گرفته , که دارا رفته سارا را گرفته , خودم را دار خواهم زد یقینا ,

دلم تصمیم کبرا را گرفته !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

برگزاری مراسم جشن عقدو عروسی وزایمان خودرابه مابسپارید


(روابط عمومی قصر)

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

آیا می دانستید؟

84 درصد از درآمد معبد آمون صرف خرید واجبی برای سر کاهنان آن معبد می شود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

<<حاملگی و زایمان در 20 دقیقه >>

مرکز باروری و ناباروری یوزارسیف !

مصادف شدن میلاد دخت یوزارسیف با دهه فجر را تبریک عرض می نماید

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به زودی گندم های آفت زده کاهنان از طریق کالا برگ !

به فرهنگیان عزیز اهدا میشود !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یارو داشته زنشه تاب میداده ، زنش میفته خونه همسایه بغلی که ترک بوده

یارو میره زنشو بگیره ، ترکه میگه ایندفعه بیفته اینجا جرش میدم !!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به ترکه ميگن لپ لپ مي خري؟
ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟
ميگه فكر نمي كنم ،‌من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به غضنفر ميگن ميزان تحصيلات ؟ ميگه PHD ميگين يهني چي ؟ ميگه:
Passed Highschool with Difficulties

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در فصل زمستون که لبو میچسبد / آغوش و فشار و گفتگو میچسبد

پس شعله بخاری ها را کم کن / که فقط زیر پتو میچسبد !!!

شرکت ملی گاز ایران !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خبرفوری:باآغازساخت سیلوهادرمصربه فرمان یوزارسیف،قیمت سیمان افزایش یافت

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 10:7 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

آیا میدونستی ؟

آیا میدانستید که استفاده از هدفون در هر ساعت،

 باكتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند ؟

آیا میدانستید که هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است ؟

آیا میدانستید که یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است ؟

آیا میدانستید که وقتی به خورشید نگاه می كنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می كنید ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیكی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند ؟

آیا میدانستید که دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می كشند ؟

آیا میدانستید که تصمیم بر این بود كه كوكا كولا به عنوان دارو استفاده شود ؟

آیا میدانستید که با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 كیلومتر درست كرد ؟

آیا میدانستید که فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشكیل شده است ؟

آیا میدانستید که زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم كنونی اش بود ؟

آیا میدانستید که كوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می كند ؟

آیا میدانستید که فیل تنها حیوانی است كه نمی تواند بپرد ؟

آیا میدانستید که یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند ؟

آیا میدانستید که قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ؟

آیا میدانستید که آب دریا بهترین ماسك صورت است ؟

آیا میدانستید که جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند ؟

آیا میدانستید که سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت ؟

آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که در برج ایفل دو و نیم میلیون پیچ به کار رفته است ؟

آیا میدانستید که عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد

سریع ترین عضله بدن است؟ شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک می زنید.

آیا میدانستید که به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند؟

رکورد این ماده در جهان ۷.۵ دقیقه است.

آیا میدانستید که برای تخمین زدن حشره های روی زمین كافیست به ازای هر انسان

200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم ؟

آیا میدانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخار

انرژی به زمین می‌فرستد ؟

آیا میدانستید که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا

 و دویست لیتر آب مصرف می کند ؟

آیا میدانستید که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می شوند ؟

آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان

به ماده تبدیل می شوند ؟

آیا میدانستید که خوردن یك عدد سیب اول صبح، بیشتر از یك فنجان قهوه باعث دور شدن

 خواب آلودگی می‌شود ؟

آیا میدانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟

آیا میدونستی ، خیلی کنجکاوی و حتما کلی حال کردی اینهمه اطالعات بهت دادم !! خوبه حالا اطلاعاتت کاملتر شد فردا با دست پرتری میری راهپیمایی و مشتی محکم به دهن این آمریکا مادر مرده میزنی ...

لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 21 بهمن1387ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

مسابقه در 10 ثانیه ...

پيش فرض مسابقه در 100 ثانیه......

@ الو سلام. خواهش میكنم شركت كننده عزیز خودشونو معرفی كنن.
# سونیتا ساندیس نژاد هستم، 28 ساله و دكترای فیزیك اتمی گرایش اسب دوانی دارم. كارشناس مسائل خاورمیانه هم هستم

@ خب اگه موافقین مسابقه رو شروع كنیم. كدوم شماره رو انتخاب میكنید؟
# من به نیت 14 معصوم شماره 22 رو انتخاب میكنم.

@ و میریم شماره 22 رو كه بلی خانه بازیها هست. كدوم بازی رو انتخاب میكنید؟
# من بازی تصویر شناسی رو انتخاب میكنم

@ خب خانوم حسن پور تصویری كه میبینید
مربوط به كدام یك از گزینه های زیره؟
الف - پرتره ای از عیسی ترا اوره.
ب - دندانهای كرسی كروكودیل.
ج - کودکی آنجلینا جولی .
د - تصویری از شیخ پشم الدین آقایی.
# فكر میكنم گزینه اول درسته.
@ جوابتون اشتباست چون تمام گزینه ها غلط بود و جواب درست تصویری از یك دبه خیار شور بود و شما 15 ثانیه رو از دست دادید. خب حالا چه شماره ای رو انتخاب خواهید كرد؟

# آقای مجری خواهش میکنم شما هم کمک کنید.

@ چشم خانوم ما تا حدی که بتونیم سعیمونو میکنیم. خب حالا چه شماره ای رو انتخاب میکنید؟
# شماره 17.

@ بله خانه 17 مربوط به سئوالات مربوط به معارف اسلامیه. و اما سئوال:
13 رجب چه روزی است؟
الف - تولد حضرت علی (ع)
ب - تولد حضرت عیسی ترا اوره (ع)
ج - روز جهانی مبارزه با موات مخدر
د - روز ملی شدن صنعت نفت

# امممم. سخته یه کم کمک کنید خواهش میکنم.

@ ببینید از بین الف و ج یکی رو انتخاب کنید.
# الف... نه جیم درسته. جیم.

@ میریم که ببینیم پاسخ درست رو و بله اشتباست گزینه الف درست بود و شما 30 ثانیه رو از دست دادید. خوب حالا 10 ثانیه فرصت دارید. ادامه میدید یا 2750 تومن رو از ما هدیه قبول میکنید؟

# اااااااممممممم ... آقای مجری کمک کنید ...

@در این مرحله نمیتونم کمکی بکنم ... مــــــــــــــــــی فروشید یا ادامه مسابقه ؟؟
#ادامه میدم ... بخاطر شبکه سه شماره پنج ...

@ و میریم که آخرین شانس این شرکت کننده رو ببینیم. و بعلللللللله ... بلللللللللللللللللللله ... خانه جایزه. شما برنده کمک هزینه عمل دماغ شدید. امیدوارم دماغ جدیدتون مبارکتون باشه
لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

گضنفر جان سلام!

ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفرخان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تندتند بخواند،‌ آروم‌آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب‌کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق مي‌افته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب‌کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد، ‌دوميش 3 روز. ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.

گضنفر جان،‌ آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا‌جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي‌ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌ اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه‌اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبر ميکند نفس کم آورد و مرد!‌ شرمنده.

همين ديگه... خبر جديدي نيست.

قربانت... مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

سیاست چیست ؟

پسر : بابا بهمون تکلیف اضافه دادن ، میتونم ازت کمک بگیرم ؟
پدر : بله پسرم البته .
پسر : سیاست چیه ؟
پدر : خب مثلا خونه ی خودمونو در نظر بگیر ، من نان آور خانوادم پس اسمم تونی بلره . مادرت خرج کننده ی پوله پس اسمش گوردون براونه ، ما نیازهای تو رو برطرف میکنیم پس تو مردمی ، خدمتکار خونه هم قشر کارگره و برادر نوزادت هم آیندست . فهمیدی پسرم ؟
پسر : نمیدونم بابا ، فکر میکنم بعدا بهتون میگم .
نیمه شب پسر از صدای گریه ی برادرش بیدار میشه میبینه که توی خودش پی پی کرده . میره سراغ مامانش که بهش خبر بده میبینه مامانه خر و پفش به هواست . میره سراغ باباش . میبینه که با خدمتکارشون مشغوله . میره توی اتاق ، باباش بیرونش میکنه .
فردا صبح .
پسر : بابا من بالاخره فهمیدم سیاست چیه .
پدر : خوبه پسرم میتونی به زبون خودت برام توضیحش بدی ؟
پسر : بله . همینطور که تونی بلر داره ترتیب طبقه ی کارگرو میده گوردون براون خر و پف میکنه و مردم بطور کلی نادیده گرفته میشن . همچنین آینده هم پر از پی پی هستش .

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 4 بهمن1387ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

خدایا باید تورو شکر کنم ؟!!

1. خداوندا 100 ملت آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی. تو را سپاس می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی
2. خداوندگارا همه كشورهاي جهان را به سوي پیشرفت رهنمون شدی، ما را پسرفت فرمودی. تو را سپاس میگوییم که لذت زندگی در صدر اسلام و حتی جاهلیت پيش ار آن را به ما نمودی
3.
4. خداوندا اگرچه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را سپاس می گوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان دودمان پیامبر را عزیزتر بداریم
5. خداوندا تو را سپاس میگوییم که پول و سرمايه را همه به عربستان دادی ولی به جاش ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختی و اینگونه عدالت فرمودی
6. خداوندا اگر آزادی نداریم اگر هر روز بر سرمان میکوبند دست كم چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم. پروردگارا تو را سپاس میگوییم که به ما انجام واجبات اعطا نمودی
7. خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان، وفاداری همچون سگان، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین سان اشرف مخلوقات خود کردی
8. گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن را نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را سپاس می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز بر شمارشان می افزایی جوري که هر روز مرگ خود را در برابر چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم
9. خداوندگارا وارثان سنت انیشتن را بر ما چيره و مسلط كردي که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وارثان سنت دانشمندان را بر آنان رهبر نمايي
10. خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم واینگونه از گناهان بر حذر داشتی تو را سپاس میگوییم
11. پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را سپاس می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی
12. پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی
13.
14. چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند . خداوندگارا تو را سپاس می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟

هر چه بگویم کم است از محبتهای هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد .بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست. لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان. حماس را سرپرستي دیگر اعطا فرما .پول نفت مال تو، ما را كمي میوه ارزان مرحمت کن. تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمر فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما. خداوندا معنویاتمان چنان زیاد شده که پاسبانهای سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما. پروردگارا می بینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فراتر منما


لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

چرا کنکور قبول نمیشیم آخه ؟!!

چرا كه سال فقط 365 روز است. در حالی كه:

1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل
است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.
4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.
5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.
6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 8
1 روز باقی میماند.
7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.
Cool تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .
11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.
12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!


بلاگ گرافیکی که گقته بودم ، رسما شروع بکار کرد بیاد شارژ ایرانسل بگیرید

 http : // dpi . blogfa . com 

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 5:50 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

50 سال آینده

> شبکه 3 ، ساعت 10ونیم اخبار <

با سلام و صلوات بر محمد وال محمد... (و بعد از قراءت سوره بقره) اخبار امشب را به صمع و نظرتان میرسانیم.


* قیمت هر سکه طلا امروز دربازار با 60 میلیون تومان کاهش به یک میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.
* ایران خودرو: هفتادو نهمین مدل پژو با نام پژو ایکس دی اماده عرضه به بازار است که نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول انتن آن 10 سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز ان هم پررنگتر شده و فقط 45 میلیون تومان گران تر است
* با مسدود شدن سایت قرآن دات
کام تعداد سایتهایی که هنوز فیلتر نشده اند به سه عدد رسید.
* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت .علی دایی: هلوز قثد ندالم که از دنیای فوتبال خدا حافثی کنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاکم اثت به قولی.
* دولت موفق شدنرخ تورم را کاهش دهد وآن را از 63% به 62.5 درصد برساند.
* یکصدو شصت وسومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام کرد علیرغم هشتصدو سی ودومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد که امیدواریم به زودی بر طرف شود .
* به علت اتمام ذخایر
نفت وگاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.
* یکی از نمایندگان مجلس خواهان کاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح واصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از 50 سال به 45 سال کاهش دهد.
* رئیس سازمان حمایت ازحقوق مردان خواهان نقش ومشارکت بیشتر از سوی مردان در فعالیتهای اجتماعی شد وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد
* نیروی انتظامی کرج چند سارق را که به سرقت دیش های م
اهواره مردم اقدام می کردند دستگیر کرد ودیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
* شورای نگهبان 2999 نفر از 3000 کاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت کرد
* به علت برخی مشکلات و نواقص چشم انداز 20 ساله باز هم تمدید شد .
* قیمت هر کیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در 50 سال قبل مردم با هفت میلیون میتوانستند یک اتومبیل بخرند.
* روءسای جمهوری اسلامی انگلیس وجمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن وعدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی کردند.
* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از 4 ماه به 5ماه افزایش می یابد.
70 در صد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند این در حالی است که این آمار نسبت به سال قبل کاهش خوبی را نشان می دهد
* از این به بعد صدا وسیما برای انتخاب مجریان زن مسابقه ملکه زیبایی بر گزار می کند.
* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره
بر داری می رسد.
* مدیرعامل سایپا: با تکیه به دانش بومی تانک و تراکتور پراید را طراحی کردیم.
*شرکت ایرباس طی شکایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان کرد که این هواپیماها 70 سال پیش از رده خارج شده

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 27 دی1387ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

ما چه زود باور هستیم ؟!!!!

دانشجویی که سال پایانی دانشکده خود را می‌گذراند برای پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه نخست را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» از سوی دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
1-اندازه ی فراوان آن باعث عرق کردن بسیار و استفراغ می‌شود.
2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
3-وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.
5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.
6-حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!
لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

بتا + دو پست جدید !

نسخه جدید بلاگ

شعبه دومم مخصوص کارهای گرافیکی بزودی معرفی میشود ...


سوار شدن ۲۱ نفر تو مینی میانر !!! در واقع به زور خودشونو چپوندن تو این مینی ماینر بدخت !

ادامه عکسها در " ادامه مطلب "


و یک مقایسه تقریبا جالب از ما پسرها و دخترهــا


وقتی یک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی اصلاً حال خوبی ندارد

وقتی یک پسر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسی تو می گوید خوبم یعنی واقعاً حالش خوبه

وقتی یک دختر به تو خیره می شود شگفت زده شده که به چه دلیل دروغ می گوید

وقتی یک پسر به تو خیره می شود دو حالت دارد یا شگفت زده است یا عصبانی

وقتی یک دختر هر روز به تو زنگ می زند توجه تو را طلب می کند

وقتی یک پسر هر روز به تو زنگ می زند او با تو مدت زیادی حرف می زند که توجه ات را جلب کند

وقتی یک دختر هر روز برای تو sms  می فرستد یعنی می خواهد تو اقلاً یک بار جوابش را بدهی

وقتی یک پسر هر روز برای تو sms  می فرستد بدون که برای همه foreward کرده

وقتی یک دختر به تو می گوید دوستت دارم یعنی واقعاً دوستت داره

وقتی یک پسر به تو می گوید دوستت دارم ( بدون اولین بارش نیست آخرین بارش هم نخواهد بود )

وقتی یک دختر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیم گرفته که تو تمام آیندش باشی

وقتی یک پسر اعتراف می کند که بدون تو نمی تواند زندگی کند یعنی تصمیمشو گرفته اقلاً تو رو واسه یه هفته داشته باشه

وقتی یک دختر می گوید دلش برایت تنگ شده یعنی هیچ کس در دنیا بیش از او دلتنگ تو نیست ولی....


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت 3:0 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

من - تو پس کو یوزارسیف !

تو این شبای محرم ماشالا هزار ماشالا همه ۷تا کانال تلویزیون که ترکونده از بس غم و غصه پخش کرده ، یاد قرضام افتادم! خدا به داد اونایی که گیرنده هوایی از اون بی ناموسیارو میگما {ریسیور} ندارند برسه ،هنوز تاسوعا - عاشورا نشده اینه وای به اون روزا !!

گفتم این متنو بزارم تا منم ۱کم به تلویزیون فرهنگ درست حسابیمون کمکی کرده باشم


سوال های زیر را با دقت بخوانید و در صورت امکان پاسخ دهید.

1-      به نظر شما چگونه می شود زیبایی حضرت یوسف را بیشتر به تصویر کشید ؟

الف )  با انتخاب بازیگران سرشناس هالیوودی !                                     

ب ) سه تیغه زدن ریش های بازیگر نقش یوسف.

ج ) استفاده از عینک آفتابی برای این نقش.

د ) فشن کردن مو های بازیگر.

2-      چرا برادران حضرت یوسف وی را در چاه انداختند ؟

الف ) چون یوسف را بیشتر از آنها گریم کرده بودند.

ب ) چون به یوسف ارث بیشتری تعلق می گرفت.

ج) زیرا یوسف مخ دختران کنعان را زده بود.

د ) همینجوری برای شوخی و بازی !

3-      ملاک های انتخاب بازیگر برای نقش یوسف چه بود ؟

الف ) پارتی

ب ) پول

ج ) بسته به نوع پیژامه

د ) میزان آشنایی و اعتقاد بازیگر به دین

4-      اگر یوسف 10 سال داشته باشد، عزیز مصر 40 سال، پانزده سال بعد زلیخا چند سال دارد ؟

الف ) 14 سال ( ناز )  

ب) 18 سال  ( سن قانونی )

ج ) 22 سال ( هلو )

د ) 25 سال ( شفتالو )

5-      چرا زلیخا نتوانست یوزارسیف را خام کند ؟

الف ) زیرا یوزارسیف دلش جای دیگری بود.                                              

ب ) چون قفل در های قصر مشکل داشت.

ج ) چون آمون-  خدای زلیخا-  ناراضی بود.

د) زیرا در دیزی باز بود یوزارسیف مثل بعضی ها بی حیا نبود.

 

6-      لحظه ی ورود یوزارسیف به مجلس زلیخا چه عکس العملی از شما سر زد؟ Vís mynd í fullari stødd.

الف ) شصتم را غورت دادم.

ب) اعضای خانواده را قتل عام کردم.

ج ) گوسفند قربانی کردم.

د) خودم را داخل دستشویی از دماغ دار زدم.

7- راهکار های پیشنهادی شما برای اغفال یوزارسیف چیست ؟

الف ) استفاده از کرم ساویز به جای کرم های خارجی

ب) سر بالا کردن بینی.

ج ) استفاده از لنز های چشمی، گربه پلنگ آهو و ...

د ) نوشتن جزوه !

ه ) خرید ماشین آخرین مدل به جای تخت روان.

و ) استفاده از شال، مانتو، شلوار کوتاه و لباس های فشن، همراه با چکمه با جای ابا و قبا و روبند.

ز ) تغییر لهجه و استفاده از واژه های اوکی، بای، نایس، گود.

ح ) همه ی موارد فوق الذکر

ط ) موارد ابتکاری ...

8 – چرا زلیخا به یوزارسیف شماره نداد ؟

الف ) چون خطوط تلفنی مصرانسل راه نیافتاده بود.

( این سوال همین یک گزینه را داشت )

9- از مشاهده ی صحنه های زندان زاویرا چه نتایجی می گیرید ؟

الف ) زندانیان همه مرد بودند و زن ها در مصر مرتکب خلافی نمی شوند.

ب )  زندانی ها مردانی با جنبه بودند و موجب آزار و اذیت یوزارسیف نشدند.

ج ) دزد ها در زندان خدا پرستی می کردند، کاهنان در معابد خدا, دزدی !

د ) طراح سوال در زندان زاویرا!

10 – فرد انتخابی شما به جای بازیگر حضرت یوزارسیف چه کسی است ؟

الف ) محمد رضا خلزار

ب) سعید زاهدی

ج ) شاهرخ خان

د ) لوناردو دیکاپریو ( همون جک تایتانیک )

11 – انتخاب کدامیک به جای کتایون ریاحی در نقش زلیخا باعث تغییر تاریخ می شد ؟

الف ) آنجلینا جولی

ب ) مهناز افشار

ج ) آنشرلی با مو های آبی مایل به قرمز

د ) بریتنی اسپیرز

12 – پیامد های احتمالی پس از پایان این سریال چیست ؟

الف ) انتخاب اسامی مانند : یوزارسیف، کاریناماما، شوتیفارو ، ایناروس، هیپاپیس و ...

ب ) کشیدن خط چشم تا بنا گوش

ج) کچل کردن و تیغ زدن سر، در زنان همراه با کلاه گیس و در مردان دمب اسبی از کنار سر

د ) شیوع فرهنگ پسر بازی و فرار پسران از دختران .

به نقل ۱ طنز نویس کار درست سعید زاهدی گل

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 7:26 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

خاطرات یک آدم نسبتا کروکثیف!

خاطرات یک آدم نسبتا کثیف!

فروردین: امروز سی و یکمه. باید برم کرایه های برج ونک رو بگیرم.اگه فکر میکنید اسم برجمو میگم کور خوندید! صبح که داشتم از خونه خارج می شدم یه لگد محکم زدم زیر جفت پای مهسا .بیچاره جیغ زد و پخش زمین شد. خیلی حال کردم. جیگرم خنک شد.روحم آروم شد.مهسا گربه سفید پشمالوی زن چهارممه.
4 اردیبهشت: امروز روز گندیه.باید برم قبرستون.سالگرد آرزو و ژاکلینه.دو تاشون تو یه روز و یه ساعت مردند.با این تفاوت که ژاکلین 3 سال و نیم بعد از آرزو مرد.این دو تا زن های اول و دوم من بودند. 40 میلیون تومن خرج مرگشون شد.نرخ رشوه برای صدورگواهی فوت طبیعی خیلی بالاست!!!مامان ژاکلین هنوزم میگه من دخترشو کشتم.اونم الان توی تیمارستان بستریه.ماهی 2 میلیون دارم میدم که همونجا نگهش دارند!

7 اردیبهشت: امروز آتنا رو با کمربند کبود و سیاه کردم .تقصیر خودش بود.از کله سحر هی بالا و پایین می پرید و خونه رو روی سرش گذاشته بود.اونم واسه چی؟همش به خاطر بیست هزار تومن.خوب ندارم بابا جان! از کجا بیارم ؟ آتنا زن چهارممه.22 سالشه.

14 اردیبهشت: امروز کلاً روز بدی بود. پای اون گربه نکبتی شکسته و محبور شدم شصت هزار تومن بدم واسه دوا درمونش.بدتر از اون ساختمون هفت طبقه ام ریخت.داشتم میکوبیدمش که جاش یه برج بزنم.15 تا کارگر هم توش بودن.همشون توی آوار ساختمون له شدند.باید دیه هم بدم.لعنتی....می گن ساختمان سست بوده.یه نفرو می شناسم که میتونه یه کار هایی واسم بکنه.....می خوام باهاش تماس بگیرم.سر اون قضیه نماینده شدنش کلی بهم مدیونه.باید جبران کنه....

16 اردیبهشت: روزنامه ها دارند شلوغ بازی می کنند سر جریان این ساختمونه.باید بودجه شونو قطع کنم تا بفهمند با کی طرفند! راستی یه قول های مساعدی شنیدم که این قضیه هم مثل قضیه دریاچه ماست مالی شه.....باید یه کم سر کیسه رو شل کنم.....

20 اردیبهشت: امروز باید برم تلویزیون .قرار مصاحبه دارم .به عنوان کار آفرین نمونه. آتنا هنوز بام حرف نمیزنه.مهسا هم دیروز مرد. دامپزشکش میگه به علت سقط جنین و خونریزی داحلی در اثر وارد آمدن ضربه سخت مرده..

21 اردیبهشت: امروز با شقایق آشنا شدم.دوست آتنا بود.اومده بود خونمون. آتنا از وقتی که مهسا مرده افسرده شده. شقایق اومده دلداریش بده. عجب چشمایی داشت این شقایق! خودش فهمید یه خواب هایی واسش دیدم.....

25 اردیبهشت: امروز با شقایق قرار دارم.ساعت 8 شب تو یه رستورانی که صلاح نمی بینم بهتون بگم اسمش چیه.آتنا هنوز بام حرف نمی زنه......

26 اردیبهشت: 25 سالشه.لیسانس ادبیات داره. شقایق رو می گم .دیشب دیدمش. قراره با هم ازدواج کنیم. فقط یه مشکل داریم که باید حلش کنم:آتنا...

28 اردیبهشت: امروز آتنا بام آشتی کرد.. پرید تو بغلم و گفت من بهترین شوهر دنیا هستم. بعدش آرش رو برد حموم. آرش گربه جدیدشه. امروز خریدم واسش...

2 خرداد: رنگم زرده و خسته ام.دیشب نخوابیدم. آتنا مرد.... شوک زده هستم. اینو کارآگاه پلیس در جواب خبرنگارهایی که میخوان بام مصاحبه کنند میگه. بازرس خوبیه...همینجوری پیش بره هفته بعد رییس پلیس میشه! دیشب تلویزیون مصاحبه چند روز پیشم رو پخش کرد و بالاش نوشت زنده! حالا حتی مدیر شبکه هم حاضره قسم بخوره که من دیشب تلویزیون بودم .......کسی به من مشکوک نیست.

10 خرداد: داریم میریم فرودگاه با شقایق. قراره بریم یونان. واسه تجدید روحیه هر دو تامون خوبه. قضیه آتنا خیلی روی ما اثر بدی گذاشه. مخصوصاً روی من. شقایق کمک میکنه تا روحیه ام رو پیدا کنم.خیلی دختر خوبیه.آدم زرنگیه.اولش سر مرگ آتنا بم شک کرد.اما وقتی سینه ریز الماسیو که واسش خریده بودم دید تصمیم گرفت دیگه بهم شک نکنه!

10 خرداد: توی هواپیماییم. داریم تکون های شدیدی می خوریم.باید برم ببینم چی شده..میرم تو اتاق مهمون دار ها.میگه مشکلی نیست فقط یه چاله هواییه باید برم بشینم سر جام و از سفرم لذت ببرم.چشماش منو گرفت.......

10 خرداد: مردم....هواپیما سقوط کرد.

روز اول بعد از مرگ: سرم گیج میره. نمی دونم کجا هستم .توی یه ارابه بزرگ نشستم.همه مسافرای هواپیما هم هستند.شقایقو نمی بینم.بغل دستیمو نگاه می کنم..یه پیرمرد ریشوی 95 ساله ست.داره ذکر میگه پشت سر هم.هی میگه خدایا توبه.ببخشید.غلط کردم.بش میگم چی شده آقا کسی داره اذیتت میکنه؟ما رو کجا دارند می برن؟ جواب داد:ما مردیم داریم میریم به سمت دوزخ.....

همون روز: نمی دونم دوزخ چیه اما فکر کنم توی کتاب های درسیم یه چیزایی در موردش خوندم.خدا کنه دخترای اونجا خوشکل وخوش هیکل باشند....

دو روز بعد از مرگ: ما رو توی یه دشت بزرگ پیاده کردند.یهو یه صدایی از آسمون اومد که میگفت: مردگان محترم آخر خطه.پیاده بشید.ایستگاه دوزخ.اونایی که لباس سفید تنشونه سمت راست و اونایی که لباس سیاه تنشونه سمت چپ قرار بگیرند. لباس من و اون پیرمرده سیاه بود..

دو ساعت بعد: ما لباس سیاه ها رو بردند یه جای داغ که بهش میگفتن مدل شبیه سازی شده جهنم! تا وقتی که قیامت بشه همین جا می مونیم.همه رییس جمهور ها و بازیگرای هالیوودی و رقاصه ها اونجا بودند.

فرداش: عذاب هامونو مشخص کردند.عذاب من اینه که هر روز از صبح تا ظهر برم کنار دیوار بهشت و آرزو و ژاکلین و آتنا به سمتم پوست پرتقال پرت کنند واز ظهر تا عصر هم باید از دست مهسا فرار کنم تا گازم نگیره و از عصر تا شب هم باید برم توی یه ساختمون وایسم تا روی سرم خراب شه!
چند روز بعدش: قراره یه محموله آدم جدید برسه توی جهنم.شایعه شده مدونا و جنیفر لوپز هم توش هستند.شور عجیبی بر پا شده.به مناسبت ورودشون امروز رو توی جهنم تعطیل کردند.همه دارند به خودشون میرسن وخوش تیپ میکنند

یک هفته بعد: منو دارن میبرن سیاهچال مخصوص.قراره تا آخر همونجا بمونم.هفته پیش مخ جنیفر لوپز رو زدم.صاحاب جهنم کلی حرصش گرفت.دستور داد منو ببرند ته جهنم...مأموری که داره منو می بره یکی از ندیمه های شیطانه....عجب چشمای خوشگلی داره....فکر کنم فهمیده که واسش یه خیالاتی دارم......!!!

اگه گفتی کی بود ؟

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

بالاخره

چارلي چاپلين:

با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه

رختخواب خريد ولي خواب نه

ساعت خريد ولي زمان نه

 مي توان مقام خريد ولي احترام نه

مي توان کتاب خريد ولي دانش نه

دارو خريد ولي سلامتي نه

خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره

مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه


واحد نظرسنجی صدا و سیما: "نظر شما راجع به پیشنهاد زلیخا چیست؟" 1.زود بود 2.دیر بود 3.به موقع بود 4.کاش جای یوسف یودم!!

تهوع آورترين شيوه صحبت ايراني ها در سال 87 به اين قرار منتشر ميشود!

خوشگل = خوجل 

 خوبی = خوفی 

 جیگرتو بخورم = جیگلتو بخولم 

 عشق منی = عجق منی 

 قربونت برم = قلبونت بلم 

 چطوری؟ = تطولی؟ 

 چی کار می کنی = چیکال می کنی 

 سلام = شلام 

 دختر= دخمل 

 پسر = پسمل 

 عزیزم = عجیجم 

 جون = جونزززززز 

 دوست = دوکس

بعد عهد بوقی آپیدم!

لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

اول کامل بخون تا بفهمی ، نه مثل من !

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روب رو شد.
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!
نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.
قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان نبود. لطفاً ادامه مطلب را ببینید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد.

به امید وصلیدن ای دی اس ال!
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

گذران صبح تا شب دختر ایرونی

 گذران صبح تا شب دختر ایرونی

ساعت ۸ صبحه شایدم 7 باشه، با خیال راحت خوابیدی و داری خواب حوری ها و فرشته ها رو میبینی که یه دفعه با صدای جیغ مامانت میخوری به سقف اتاق و برمیگردی سرجات ! چشتو که باز میکنی میبینی که مامانت بالا سرته چشاش از حلقه زده بیرون و تموم انرژی مادرانه شو به کار گرفته تا بیدارت کنه. مثل هر روز شروع میکنه: پاشو. خجالت بکش. تا کی میخوای بخوابی خرس گنده؟ دوستای تو الان خونه ی خودشونن و هفت-هشتام بچه دارن اون وقت تو هم تا این موقع روز میگیری میخوابی. همه ی فامیل بچه هاشونو فرستادن خونه ی بخت الا من بیچاره. از صبح تا شب باید تحملت کنم و ریخت و قیافه میمونتو تو ببینم.

 پاشو تا خودم و خودتو نکشتم. خوب واسه اینکه از یه قتل و خودکشی جلوگیری کنی مجبوری که از خواب بیدار شی. بعد از صبح بخیر گرم و صمیمانه ی مامان ! میری دستشویی احتمالا یه نیم ساعتی هم مشغولی راحت باش کارتو بکن...بعدش  میری که صبحانه تو بخوری. میری در یخچالو باز میکنی، میبینی که هیچی توش نیست.صد رحمت به کویر.. نه ماست هست. نه پنیر هست. نه نون هست. نه کره هست. نه تخم مرغ هست. هیچی نیست. خیلی مودبانه در یخچالو میبندی و به خودت میگی: اشکال نداره این همه سال صبحانه نخوردم امروزم روش، بعدشم فقط من نیستم که یخچالم خالیه ماله خیلیا یه دیگه هم خالیه !

 اگه من این یخچال رو دارم و هر روز صبح بازش میکنم و یه هوای خنکی به کله م میخوره خیلیا هستن که این یخچال رو هم ندارن ! با این این حرفا به خودت روحیه و اعتماد به نفس میدی. تا الان که صبح رو خوب شروع کردی ماشاالله !میری تو اتاقت یه کم به خودت میرسی که بشه نگات کرد.. حالا نوبت اینه که بری سراغ وامی که از دوسال پیش تا حالا دنبالشی و هنوزم نتونستی یه قرون هم ازشون بگیری. از مامانی خداحافظی میکنی و میری بیرون. در حیاط رو که باز میکنی یه دفعه میفتی تو یه چاله ! کار کار این کرگرایه شهرداریه. مطمئنا یا لوله ی آب شکسته یا لوله ی گاز یاسیم برق و تلفن خراب شده. احتمالا تا سه ماه دیگه اون چاله در خونتون باشه.  زحمت کشیدن و چاله رو کندن دیگه درست کردن لوله یا سیم یا هرچیز دیگه به عهده ی اهالی محله.  ! از چاله میای بیرون و نیگاه به دور و ورت میندازی و میری تو خیابون که سوار بر تاکسی قرمز بشی و بری دنبال کارات. پنج دقیقه صبر میکنی که تاکسی بیاد، ده دقیقه صبر میکنی، بیست دقیقه زیر آفتاب داغ تابستون منتظر تاکسی میمونی، نیم ساعت صبر میکنی، زیر پات علف سبز میشه کم کم فضای سبز شده دورو برت... بالاخره بعد یکی ساعت یه تاکسی گیرت میاد.

 با ذوق و شوق سوار میشی. دوتا جنس مخالفت تو تاکسی هستن و تا تورو میبینن یه برقی میفته تو چششون ! انگار خیلی وقته منتظرتن. پنج دقیقه ی اول همه چی طبیعیه اما بعد پنج دقیقه همه چی عوض میشه ! جنس مخالفات کم کم داره عرضشون زیاد میشه. هرچی تو جمع و جور تر میشینی اونا عرضشون بیشتر میشه. میخوای به راننده بگی اما اون حیا و نجابت و متانت ایرانی نمیذاره که چیزی بگی. تصمیم میگیری که پیاده شی اما یاد اون یه ساعتی که منتظر تاکسی بودی میفتی. به خودت میگی: اشکال نداره الان میرسم مقصدم و همه چی تموم میشه فقط باید یه کم بیشتر مقاومت کنم. یه کم دیگه میگذره. انگار جنس مخالفات هنوز باهات کار دارن.

 ایندفعه یه چندتا کاغذ بهت میدن. احتمالا توشون این چیزا نوشته شده: "عزیزم امشب ساعت نه به این شماره زنگ بزن ...۰۹۱" "عزیزم دوستت دارم امشب مامانم اینا خونه نیستن لطف کن و یه زنگی بهم بزن" "عزیزم بخدا من عاشقتم چرا باور نمیکنی اینو؟!" "عزیزم با من ازدواج میکنی؟!" و... بالاخره به مقصدت میرسی، از تاکسی پیاده میشی. نوددرصد احتمال داره که جنس مخالفاتم باهات پیاده بشن و تا شب هرجا که بری اونا هم باهات بیان. به خودت میگی: اشکال نداره اینم تفریح و سرگرمیه ایناس، من که اومدم بیرون بذار لااقل سبب خیر هم بشم و اینا رو  سرگرم کنم و خرامان خرامان میری تو یکی از بانکا دنباله وامت ....

 میری تو یه بانک. فرق نداره اول تو کدوم بانک بری، چون تو همه شون به یه اندازه وقتتو میگیرن و ناگفته نماند که باید واسه یه امضا به همه ی بانکا و اداره ها و سازمانها سر بزنی، پس به ترتیب شروع کنی بهتره. میری تو اولین بانک، اونجا از همه ی کارمندا امضا میگیری. یه جوری باهات حرف میزنن انگار حقوقشون تو جیب تو میره. بعد بهت میگن که باید بری از بانکای دیگه م امضا بگیری. میری تو یه بانک دیگه. اونجا هم کلی امضا میگیری، بعد از اونجا هم میفرستنت یه بانک دیگه. همه ی بانکا رو میری و کلی امضا. امضاها رو که گرفتی تازه کارت شروع میشه. باید بری چندتا ضامن بیاری، باید بری از چن تا سازمان و اداره ی دیگه امضا بگیری، بعد بری مسجد سرکوچه تون از فلان حاج آقا و فلان حاج خانم امضا بگیری، بعد بری کلی قسم و قرآن بخوری که قصداشو به موقع میدم، سودشو میدم، بعد باید رشوه بده که کارتو زودتر را بندازن. بعد این همه کار دوباره باید یه چن تا امضا بدی و بگیری. بعد بهت میگن که دوسال دیگه بیا وامت رو بگیر !ای ول بلاخره فهمیدی که سر کاری خوب به خودت میگی: اشکال نداره ایندفعه رو پا میذارم رو غرورم و میرم از دوستم پول قرض میگیرم و دلی پر از غم از بانک میای بیرون. از در که میای بیرون ۶۰ نفر آویزونت میشن ! (به قول خودمون گدا!) ماشاالله انقد خوب به آدم میچسبن و انقد دعاهاشون قشنگه که آدم نمیتونه کمکشون نکنه.هر کی ندونه فک میکنه تو شیکمه مامانشم گدایی میکرده.. یکی میگه: فال میخری... توروخدا کمک کنید. اون یکی میگه: ایشاالله  بچه تون پسر باشه ! اون یکی میگه: ایشاالله یه دوست پسر خوبگیرتون بیاد.که این یکیو بعید میدونمخوباشو پیشی برد) یکی دیگه میگه: ایشاالله مادر همسرت قبل از عروسیتون بمیره، توروخدا کمک کنید. به هرزحمتی که شده خودتو از دستشون نجات میدی. بازم میری و ساعت ها منتظر تاکسی میمونی. بعد از کلی انتظار تاکسی گیرت میاد. سوار میشی. یکی-دو نفر اینور اونورت هستن. در کمال آرامش تو تاکسی نشستی و داری به زندگیت فکر میکنی.میگی ای خدا که من چه قدر بدشانسمو معلوم نبوده که اون موقع که خدا شانس میداده کدوم گوری بودم ... خلاصه وسطای راه اینور، اونوریات پیاده میشن. کم کم میرسی نزدیکیای خونه. دست میکنی تو جیبت که پول راننده رو بدی که یه دفعه میبینی نه پولی مونده، نه کیفی مونده. انگار اینور، اونوریات زحمت کشیدن و هرچی داشتی بردن، شایدم اونایی که در بانک آویزونت بودن ! به راننده میگی: آقای راننده شرمنده من پولامو گم کردم، الانم چیزی ندارم که بهتون بدم. تو آینه یه نگا بهت میندازه و میگه: اشکال نداره، فدای سرتون، شما میتونید به جای پول یه چیز دیگه به من بدید !  . به هر زحمتی که شده راضیش میکنی که بجای پول ساعتتو ببره ! بعد از کلی خستگی و اعصاب خوردی میری خونه. به مامانی و بابایی سلام میکنی و یه راست میری حموم که مثلا یه دوش بگیری و خستگی در کنی. لباساتو در میاری و میری زیر دوش. هرچی صبر میکنی آب دوشه دربیاد،همه چی هز توش در میاد به جز آب  ! مامانی رو صدا میزنی، مامانیم با یه لبخند بهت میگه که ازآب قطعه. خیلی مودبانه لباساتو تنت میکنی و میری بیرون. حموم میذاره واسه شب.

حالا باید یه جور اوقات فراغتتو پر کنی

فکر کنم جبران آپدیت دیرم شده باشه

Boy: I am not rich like John, I do not have a big car like John. But I really love you! Girl: I love you too, but tell me more about John !

لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

زندگانی

* جنبه
* گذشت

این 2 خیلی کم در زندگجی آدمی پیدا میشه .


چرا از چیزهایی که داریم راضی نیستیم ، جنبه مداریم ، حرص میزنیم ، از زندگی 1 چیزی فراتر از خواسته ها و داشته های خودمون می خواهیم .


 


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 6:45 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

چطوری 1 سادیسمی واقعی بشیم ؟

توصیه های برای سادیسمی شدن  

1- روز انرژی هسته ای کبریت درون چاه دستشویی بیاندازید و انرژی هسته ای واقعی را درک کنید.

2- توپ فوتبال بچه ها شوت کنید وسط بزرگراه، و بگویید هر کس توپ را زود تر بیاورد برنده است.

3- از در عقب به عنوان راننده وارد اتوبوس داخل ایستگاه شوید، بلیط ها را جمع آورید کنید و از در جلو بزنید به چاک !

4- لوله اگزوز ماشین ها را مسدود کنید.

5- انواع لباس ها و شلوار های گران قیمت را پروف کنید، با آنها عکس بگیرید و در آخر با خنده بگویید کیف پولتان را جا گذاشته اید.

6- به پرستار بیمارستان شماره تلفن بدهید.  

7- برای معاینه دکتر وقت بگیرید اما نروید.

8-  به برادر کوچکتان سیگار تعارف کنید.

9- با کت شلوار عروسی اقدام به فروختن آدامس در سر 4 راه ها کنید.

۱۰- هنگام سوار شدن به اتوبوس بلیط بانوان را بگیرید و به جای خود به راننده بدهید.

۱۱- به دوستانتان ایمیل بزنید، شما شونصد هزار تومان در قرعه کشی بانک .... برنده شده اید.

۱۲- سر صندوق های رای نام نامزد های مورد علاقه شدید قلبی تان را بنویسید.

۱۳ - با ناخن های بلند، و گچ کوچک تمرین ها را پای تخته حل کنید.

به همکلاسیتون بگید ساعت 9 میایید دانشگاه تا درسی رو که نبوده بهش یاد بدید ساعت 10 از خواب بلند بشید.
به سرتون بزنه درحالیکه فقط چند واحد پایان نامه مونده تا درستون تموم بشه قید دانشگاه رو بزنید.
نمیدونم چرا اطرافیان می خوان منو بستری کنند؟!

منبع : بلاگ سعید زاهدی


 نامه عبدا... جعفر علی جاسبی به نیکلا سارکوزی جهت تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی در فرانسه

نیکلا و جاسبی

خیلی جالبه ! تا حالا به معنای قشنگه

kheili jalebe tahala be manaye ghashange A.B.C.D.E.F.G. deghat kardi?"a boy can do every thing for girl" !hala barax g.f.e.d.c.b.a. "girls forget every thing done and catch a new boy again"

اما خداییش من که تا حالا از دخترا بدی ندیدم


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

قالب جدید برای بلاگ ...

 نــظــر ســنــجـی  ** نــظــر ســنــجـی

۱قالب مناسب برای بلاگ پیدا کردم میخوام نصبش کنم سرعت لودش بالا ! هرکی مواقفه اعلام کنه تا ۵تا نظر قالب تعویض میشه . منتظرم .

امروز به 1 نتیجه ایی رسیدم ! که وقتی یکی جونتر از خودم دیدم که داره کاره آینده داری میکنه و ته کارش روشنه ، بهش نگم خوب تو جونی ایده داری ! کارت درسته ! شما باید بجنبین !! مثلا خودم چقدر فرق دارم باهاش ؟ مغز آدم که که کهنه نمیشه ! خودم باید اون ما تحتو تکون بدم البته بیشتر تا شایدم از اونم بزنم بالاتر !! اگه همش حرف نباشه ...

۱فیلمم هم تا همین الان که [3.30] داشتم میدیدم : Find me Guilty که فوق العاده ارزششو داشت تا این موقع شب بیدار بمونم  حسشو  ندارم اگه کسی خواست بگه پوستر فیلمشو بزارم ، اما واقعا Vin diesel خوب بازی کرد شخصیتشو ... دمش گرم!

لینک مستقیم عکس : http://irapic.com/uploads/1213707034.jpg


آزادي سردار زارعی با وثيقه 50 ميليون توماني [همونی که تو دفترش با چندتا دختر گرفتنش!]

وي افزود: اين فرد چند ماهي است تحت قرار بازداشت بود ولي در روزهاي اخير با تبديل قرار وي و سپردن وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شده است.

رئيس كل دادگستري استان تهران با اشاره به تبديل قرار فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران از آزادي وي با قرار وثيقه 50 ميليون توماني خبر داد.

به گزارش فارس، سيدعليرضا آوايي صبح امروز در جمع خبرنگاران افزود: عمده جرايم فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران مربوط به جرايم كيفري و اخلاقي بود كه مدارك و مستنداتي كه از سوي وي ارائه شد براي قضات از تعداد دليلي كه در پرونده براي محكوم كردن وي بود كفايت نمي‌كرد.
وي افزود: اين فرد چند ماهي است تحت قرار بازداشت بود ولي در روزهاي اخير با تبديل قرار وي و سپردن وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شده است.
آوايي گفت: رسيدگي به اين پرونده
كماكان ادامه دارد. 

رئيس كل دادگستري استان كل تهران همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس مبني بر اينكه اراذل و اوباشي كه در طرح اخير نيروي انتظامي بازداشت شده‌اند، آيا حكم اعدام صادر شده است يا خير؟ گفت: سه مورد از اين افراد كه تجاوز به عنف داشتند دادگاه حكم اعدام صادر كرده است و براي بعضي از پرونده‌ها نيز كه بناي به عنف اثبات نشده بود دادگاه كيفري استان موضوع را به دادگاه جزايي ارسال كرده است...

منبع : سایت خبری تابناک


بخشنامه جدید: همکاران ذکور و اناث! تا آخر تابستان ازدواج کنید و الا... (چی؟)   

عصرایران - طرح عزل مديران مجرد که در برخی استان ها به طور جدی پیگیری می شود در مناطقی از کشور ، به کارکنان عادی هم سرایت کرده به گونه ای که اولتیماتوم هایی برای افراد مجرد تعیین شده است که یا ازدواج کنند و یا اخراج شوند!

پس از آن که استاندار یکی از استان های شمالی ، بر عزل مدیران مجرد تاکید کرد ، این بار استاندار خراسان شمالی از طرح عزل مديران مجرد به عنوان "يک رويکرد در دستور کار" یاد کرد و گفت:  مديران مجرد استان براي فعاليت بايد ازدواج کنند.
به گفته محمدحسين جهان
بخش به رغم اين که حکم شهردار يکي از شهرهاي تازه تاسيس استان ابلاغ شده بود، حکمش نگه داشته شد تا پس از ازدواج، شروع به کار کند.

اما این طرح گویا در یکی از سازمان های بسیار مهم نفتی کشور جدی تر از این حرف هاست و طی اولتیماتومی به همه مجردین ( و نه فقط مدیران مجرد) دستور اکید داده شده است که تا پایان تابستان ازدواج کنند و الا ...

متن این اطلاعیه را بخوانید:


سلام علیکم
با سلام
عطف به مذاکرات مکرر قبلی با همکاران مجرد در خصوص تشکیل خانواده و اجرای سنت نبوی (ص) متاسفانه مشاهدهمی گردد بعضی همکاران به وعده خود عمل نموده و همچنان مجرد باقی مانده اند و از آنجا که تأهل یکی از شرایط اشتغال در ام
وری مانند حراست می باشد و با توجه به این سخن نبی گرامی اسلام مبنی به اینکه ( من تزوج فقط "فقد" تزوج نصف دینه) و ( النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی لیس منی) هرکس ازدواج نماید همانانصف دین خود را حراست نموده و نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس از سنت من روی بگرداند پس از من نیست ، لذا برای آخرین بار اعلام می دارد تا پایان شهریور 87 کلیه همکاران غیر متأهل اعم از ذکور و اناث فرصت دارند تا نسبت به انجام فریضه مهم و اخلاقی ازدواج اقدام نمایند . در غیر این صورت در تاریخ 87/8/1 برای تسویه حساب به پیمانکار معرفی خواهند شد .
اجرکم عندا...

 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 3:35 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

آقای پدر ...

آقاي پدر!

متاسفانه بسياري از جوانان با وجود گذشت دو دهه از زندگي خود هنوز راه ورسم رفتار با پدر اين فرشته سبيلو را نمي دانند. بياييد با رعايت نكات ساده زير قدر شناس زحمات او باشيم!

هر روز صبح صميمانه به پدر سلام كنيد اما هيچوقت نگوييد " چطوري پسر!"

وقتي پدر با عصبانيت مشغول نصيحت كردن شماست به سقف نگاه نكنيد (مي توانيد به تلويزيون نگاه كنيد!)
 
هرگز دستتان را داخل جيب شلوار پدر تان كه از جالباسي آويزان است نكنيد.
اما اگر پدرتان حساب پولهاي داخل جيبش را ندارد اشكالي ندارد!
 
در مقابل دوستتان با پدرتان باعصبانيت حرف نزنيد ، چون ممكن است دوستتان نارحت شود!
 
هرگز پدر را " تو" خطاب نكنيد.
اما مي توانيد خواهر و برادر ، گربه، گلدان و اتومبيلتان را " تو " خطاب كنيد (البته اگر ماشينتان تويوتا كمري است بايد " شما " بگوييد!)
 
سعي كنيد گاهي با پدرتان شوخي كنيد اما لپش را نكشيد!
 
در حين رانندگي براي خنده چشم هايش را نگيريد (ممكن است بر اثر خنده زياد تلف شويد!)
 
هيچوقت سيگار نيم سوخته خود را به پدر تعارف نكنيد ( تعارف سيگار كامل نشانه شخصيت شماست!)
 
هر سال روز پدر جوراب هديه ندهيد، زير پوش هم براي رفع تنوع بد نيست!
 
اگر پدر در مورد اينكه چرا شب دير به خانه آمده ايد سوال كرد هيچوقت نگوييد "برو بابا ، عشقمه دير بيام" مودب باشيد و بگوييد: " برويد بابا ، دير آمدن عشق من است!"
 
اگر وقتي داريد با پدر تان درد دل مي كنيد او روزنامه مي خواند ، عقده اي نشويد ، بلاخره خودتان روزي پدر مي شويد و مي توانيد همين كار را با پسرتان بكنيد و تخليه رواني شويد!
لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

360 سردار رادان !!! + چند جوک جدید

ترکه میره بالای پل عابر پیاده میگه : ما گاو ، ما خر  آخه از اینجا آب رد شده شما پل زدید ؟!!!

torke mire balaye pole aber piade mige:ma gav ma khar akhe az inja ab rad shode shoma pol zadid 

یکی میگه : "من حافظ کل قرآنم" ترکه میگه از این قرآن کوچیکا یا بزرگا !!

Yeki mige: "man hafeze kolle ghoranam", Torke mige: "Az in ghoran kuchika ya bozorga?"

قانون جدید فوتبال : نیمه اول 45دقیقه ، نمیه دوم تا زمانی که پرسپولیس ببره !!!

ghanoone jadid footbal: nime aval 45 daghighe , nimeye dovom ta zamani ke perspolice bebar

عزیزم با من باش و از وجود من به زدگیت گرما و صمیمیت ببخش و سرما ساخته زندگیت را با اعتماد بر من از بین ببر ... ایران رادیاتور
azizam ba man bash va az vojode man be zendegiat garma va samimiyat bebakhsh va sarmaye sakhte zendegiat ra ba etemad be man az beyn bebar , (iran radiator)!!!


خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو کي اداره کنه؟.....

lore ba motoresh mire tehran ye 2khtar boland mikone.2khtare ba naz mige : eshghet male mane cheshat male mane labat male mane... lore mizane kenar mige piade sho alan migi motoretam male mane! :d =)) :))

عکس با این لینک :

یاهو ۳۶۰ سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی کشور گل و سنبلمون  :

http://360.yahoo.com/profile-NMuwkDA_eqxujnArgzoJFQVZoEoO

فیلم Hancock هنوز روی پرده سینما هست و حتی فیلم پرده اییش هم نیومده من خودم ۱کی از طرفدارهای پرو پا قرصشم بیاد ۱۰۰٪ میگیرم .

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

اخبار باحال و جالب

- میزی که به جاسبی چسبیده !+تصویر

- اعتراض به کارآموزي پسران در رشته مامايي  

-تنبیه بدنی دختر دانشجو در دانشگاه

در ادامه  ...


 
--[ ادامـه مـطـلـب ]--
لینک ثابت | نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 11:59 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

نسخه بتا بلاگ !

چند وقتیه از عنوان اصلیه بلاگ دور شدیم !! همه چی میزاریم جز عـکـس * جـوک * آهـنـگ  بزودی با نسخه جدید و بتا  بلاگ برزو می شویم ...

vaghti kasi ro bish az andazeye vagheish baraye khodemoon bozorg mikonim,kochiktarin amale ahmaghaneash,bozorgtarin zarbe baraye ma khahad bood


وقتی کسی رو بیش از اندازه واقعیش برای خودمون بزرگ میکنیم ، کوچکترین عمل احمقانش ، بزرگترین ضربه برای ما خواهد بود .

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

بدوید رپر بشید !!

دکتر محمود احمدي نژاد  طي نامه اي از سروش لشکري معروف به هيچ کس به خاطر ترويج سبک رپ و ايجاد بيش از يک ميليون فرصت شغلي که مربوط به فروش تکست و بيت مي شود تشکر نمود و تصريح نمود که تا سال 88 نود درصد جمعيت ايران را رپر ها تشکيل مي دهند  ایولا همگی اگه نمیدونید بدونید که از این لحظه به بعد رپر شدن مُـــد هم شد بچه ها رپرها آخر مُـد و فشن هستن ! عقب نمونیدا

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

مردم دنیا اوقاتشونو چجوری میگذرونن ؟!

برنامه روزانه ملتهای مختلف به شرح زير اعلام می شود :

امريکا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت ماندن در ترافيک ، 2 ساعت تفريح ناسالم  ، 2 ساعت تماشای تلويزيون ، 2 ساعت کار با اينترنت

فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی

آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو

عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب  

مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته

هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار  ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان  

پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس  

ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار  ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سياست   

لینک ثابت | نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

اینم از دخترها

 

اگه پسرا با جنبه باشن چي ميشه؟؟ 

*هر پسري فقط يه دوست دختر داشت ..  و از اونجايي که تعداد دخترا خيلي بيشتر از پسرهاس سر خيلي از دخترا بي کلاه ميموند ( البته الانم هستا )  و لذا جنگ جهاني سوم و چهارم بين دخترا اتفاق مي افتاد .!!  
 
*هر پسري يک هفته اول دوستي به خواستگاري ميرفت پس در اين صورت دوران خوش دوستي و استرس قرار و تلفن از بين ميرفت
!  
 
*فشار بر روي دختران براي قبول شدن در دانشگاه بيشتر ميشد ... کار به گيس و گيس کشي کشيده ميشد
!
 
* بوي ترشي کشور رو بر ميداشت لذا براي شهرداري مشکلاتي زيادي به وجود ميومد
!!
 
* ازدواج براي دختران تبديل به آرزو و رويای شبانه ميشد (البته الانم هستا
)
!!
 
* براي گرفتن گل از دست عروس خون و خون ريزي راه مي افتاد
! 
 
*مانتوها تنگ تر جورابها کوتاه تر و شلوارها برموداتر ميشد
!!  
 
*شوهر مثل قند و شکر کوپني ميشد وبراي گرفتن اون صفهاي طولاني بوجود ميومد

 
 
پس نتيجه ميگيريم که اگه پسرا همين طوري بي جنبه بمونن هم واسه دخترا بهتره هم واسه تمدن بشري !    منبع بلاگ دختر دیوانه !

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

کانال 5 [داستانهای باور نکردنی!]

 

پسر و دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.


دختر جوان: یواش تر برو من می ترسم!
پسر جوان: نه این جوری خیلی بهتره
!!
دختر جوان: خواهش میکنم، من خیلی می ترسم

پسر جوان: خوب اما اول باید بگی که دوستم داری
!! 
دختر جوان: دوستت دارم،حالا میشه یواش تر برونی
!
پسر جوان: منو محکم بگیر
!
دختر جوان: خوب، حالا میشه یواش تر بری
! 
پسر جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت.
پسر جوان از خالی شدن ترمز
آگاهی یافته بود. پس بدون این که دختر جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را برسر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند!!!!!

عجب ! 

آیا این داستان واقعیست ؟ یا ساخته نویسنده گان برنامه داستانهای باور نکردنی است ؟؟ 

[?]

لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

ورژن 2 سال اتحاد ملی انسجام اسلامی " فشار اسلامی ! تحمل ملی "

اسم پيشنهادي براي سال: سال فشاراسلامي وتحمل ملي

خميني اي امام ..

خميني اي امام ..

اي مجاهد اي مظهر شرف .....

اين روزها همه تپش نگاه ميکنن شما چطور ....  

اي گذشته از جان در ره هدف...

میازار موری که دانه کش است ، که جان دارد و جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور . کلبه احزان شود روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواستن توانستن است

تركه مي خواسته مين خنثي كنه، گوشاش رو مي گيره پاش رو ميذاره رو مين !

لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

تصمیم کبری [ورژن 87]

کبری خره نشست تو حیاط به درس خوندن که تلفن زنگ زد...مامانش تو
 آشپزخونه داشت میرزا قاسمی درست می کرد ، خود خرشم از اول می دونست مامانی اینوقت روز داره آشپزی می کنه واسه همین جفتک زنون پرید تو اتاق و تلفنو برداشت و گفت: جانم(با آخر ناز و ادا)؟؟؟که یه صدا از اون ور خط گفت : جاااااااانم
کبری : هانم؟
تلفن : منم
کبری : شما؟
تلفن : شوما نیست داروگره
کبری : آقا بفرمایین
تلفن : نوش جان میل ندارم
کبری : هه...هه...هه...هو...هه...
ها...هه...(به اینا می گن خر خنده از نوع بیا با من دوست شو)
تلفن : جاااااااانم...می میرم واسه دختر خوش خنده
کبری : اتفاقا منم می میرم واسه خودم
تلفن : ولی منکه تو رو نگفتم
کبری : پس کی رو گفتی؟
تلفن : دوست دختر آینده مو گفتم
کبری : ا؟خوب پس من مزاحمتون نمی شم ، اگه امری ندارین...؟
تلفن : خوب حالا...خودتو لوس نکن عزیزم(!!!چه زود گفت عزیزم)تو که می دونی آخرش مال خودمی
کبری : آره؟ ولی اصلا مطمئن نیستم تو آخرش مال من باشی
تلفن : خوب حالا بیا یه قراری بذاریم همدیگه رو ببینیم
کبری : بله...بله...آره...از صفحه چهل و پنج تا صفحه هفتاد و پنجه...
تلفن : چی می گی تو؟
کبری : نه...نه...فردا نه...پس فرداس امتحان
تلفن : مگه واسه دوست شدن با تو باید امتحان داد
کبری : آره...خود خانم معلم گفت
تلفن : ا؟مامان تشریف اورد؟خوب ب
اشه...شما...همراه من همینه که رو کالر آیدیت افتاده.بهم زنگ بزن سر فرصت
کبری : باشه...حالا من بهش می گم نگیره...ولی قول نمی دم قبول کنه
...تتق(تلفنو قطع کرد)...
و خلاصه کبری که خیلی تو فکر این تلفن بود یادش رفت کتابشو برداره و بارون اومد و کتابشو خراب کرد و بخاطر همین اتفاق باباش پاره ش کرد
و انداختش دور و یکی دیگه براش خرید
خلاصه بعد از اینکه کبری کتابشو جا گذاشت تو حیاط و بارون کتابه رو خیس کرد و دیگه بدرد نخورد ، مجبور شد به باباش بگه و باباشم وقتی قضیه رو فهمید به معنای واقعی پاره ش کرد...و انداختش دور و یه کتاب دیگه براش خرید و کبری هم که دید قضیه کتاب به خیر گذشت(کی به فکر کتابه بیچاره س که پاره ش کردن)رفت تو فکر تلفن...نه اینکه بخواد تلفنو پاره کنه...بلکه به فکر کسی که بهش زنگ زده بود.
شب بود که دوباره یاد تماسه افتاد.آروم آروم خودشو رو زمین کشید و همونجور که رو شکم خوابیده بود و کتاب جدیدشم جلوش بود سینه خیز خودشو کشید طرف تلفن.کم کم رسید به نزدیکی تلفن که یه دفه...باباش گفت : کبرای بابا...چایی بده بابا(نگفت مربا گفت چایی)خلاصه کبری بلند شد و یه چایی دبش ریخت واسه بابایی و برگشت سرجای اولش.دوباره شروع کرد سینه خیز رفتن طرف تلفن...رسید به تلفن که باباش گفت : پس قندت کو عروس خانم.کبری دوباره بلند شد و دوتا قند و دویست تا فحشو رسوند به باباش و برگشت سرجاش.دوباره سینه خیز سینه خیز رفت طرف تلفن تا رسید به تلفن...شماره رو از کالر آیدی دید و
یادداشت کرد و صبر کرد تا فردا صبح.
صبح بازم مامانش مشغول آشپزی بود که کبری پرید طرف تلفن...
کبری : الو؟
تلفن : جون الو؟
کبری : سلام
تلفن : علیک سلام . چطوره احوال شما؟
کبری : مرسی
تلفن : امر بفرمایین
کبری : هیچی...فقط خواستم ببینم راست می گی موبایل مال خودته؟...خوب اگه کاری نداری...
تلفن : چرا اتفاقا یه مقدار کار دارم.
کبری : خوب برو کارگر بگیر
تلفن : ما فقط مرید شرکت شماییم
کبری : ببین من الان نمی تونم زیاد
صحبت کنم.قرارمون باشه واسه فردا ساعت یازده صبح در امامزاده صالح به مقصد بهشت زهرا...اتوبوس آماده حمل عزاداران عزیز به محل می باشد.ضمنا کلیه هزینه های مربوط به مراسم آن مرحوم صرف امور خیریه می گردد
صبح که شد کبری به مامانش گفت:
مامانی؟الهی من قربونت برم؟من برم کلاس زبان؟
ننه کبری : کجا؟
کبری : کلاس زبان
ننه کبری : از کی تا حالا می ری کلاس زبان؟
کبری : مامان خوب تا حالا نرفتم...هیچوقت برای یادگیری دیر نیست... خوب از امروز
ننه کبری : خوب برو عزیزم.منکه حرفی ندارم.برو خیلیم خوبه.حالا کی باید بری؟
کبری : امروز ساعت یازده
خلاصه کبری خانم رفت سر قرار و اکبر آقا رو دید و...
کبری خانم قصه ما و اکبر آقای قصه شما با هم دوست شدن خلاصه و رفتن ددر و بیرون و اینور و اونور و بالا و پایین...که همین بالا و پایین کار دست کبری خانم داد و...
آقا اکبر قصه شمام نامردی نکرد و
کبری خانم قصه ما رو ول کرد به امان خدا و رفت سراغ یه دختر دیگه و کبری خانم موند
و
....
از این قصه چند تا نتیجه می شه گرفت که الان می گم:
الف. کبری نباید کتابشو زیر بارون جا می ذاشت که باباش پاره ش کنه
ب. کبری نباید اونقدر فکرشو مشغول تلفنه می کرد که کتابشو زیر بارون جا بذاره و باباش پاره ش کنه(نکته تاکیدی)
ج. کبری اصلا غلط کرد کتابشو زیر بارون جا گذاشت
د. به هر کسی که بهتون زنگ زد زنگ بزنین.شاید خر بشین...ولی شایدم اون خر بشه.ارزش امتحانو داره
ه. همیشه وقتی می خواین با کسی دوست بشین قبلش دویست سیصد تومنتونو آماده داشته باشین.....{ نکته داره.
تک زنگ بزین که اون بهتوت بزنگه...... مخصوص اصفهانیا 
ز.دنبال چی می گردی؟تموم شد دیگه...پاشو برو دنبال زندگیت
منبع : گروه مارشال مدرن
بخندین حاشو ببرین با این تصمیم کبری ۸۷ !
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام

فرکانس کانال شوتایم ! + به به - به به !

Show Time اسم کانالیه که مخصوص فیلم هست و ۲۴ ساعته فیلم میزاره ۴نوع مختلف هم داره یعنی ۴تا کانال مجزا برای سلیقه های مجزا مثل Premier، Movies و Platinum رو داره که مخصوص هر کودوم به سبکش فیلم میزاره

متاسفانه رسیورهای [ماهواره های] معمولی که آپگرید نمیشن نمیتونن بگیرنشون  اما ۱کانال که لیست فیلم اون ۴تا رو میزاره بازه با این مشخصات :  (Nilesat / 11861 / V / 27500)   که با نام  [Show Time Today] هست .


كامپيوتر براي چت • چت روم براي كاربران جديد • دختر 10 عدد براي پسران بيكار • پول كارت اينترنت بايد بدهيم • پول تلفن جدا • و ديگر هيچ   

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 2:9 بعد از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام
:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © alighanbari.Blogfa.Com

کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن اشکالی ندارد .