تبليغاتX
:: | عـکـس × جـوک × آهـنـگ | ::

 

 

                   

درباره وبلاگ

.:: علے قنبرے
اهل پایتخت قدیم،آشغال دونی حاضر!
11/2/1368
دانشجو کامپیوتر رودهـــــــــن [به این عظمت!!!]

" عادی ، اما عالی باش "


براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است. کسی که چنین می پندارد، به گامهای خود نیز ایمان ندارد. (پائولو کوئلیو)
آرشیو موضوعات
سیستم عضویت بلاگ
با عضویت در این سیستم شما جز یکی از

"اعضا ویژه" بلاگ به حساب می آیید ، همچنین دارای "1صفحه شخصی" میشوید . و دیگر امکانات...

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :

ورود اعضا...

نام کاربری :
کلمه عبور :
فرستادن E-mail
انتقادات و پیشنهادات خود را در جهت بهبود وضع بلاگ به من میل کنید .


باتشکر علی

نام :
ایمیل :
متن پیام :
تقویم روزانه بلاگ
پیوند های روزانه
پیوند های وبلاگ
پشتیبانان

بهترین جوک ...

بهترين جوك جهان انتخاب شد. اين جوك در بزرگترين طرح علمي پيرامون طنز انتخاب شده است قضيه از اين قرار است كه انجمن پيشبرد علم از كاربران اينترنت در سراسر جهان درخواست كرده بود كه بامزه ترين جوكي كه شنيده اند را برايش ارسال كنند. به گزارش رويتر 2 ميليون تن نظر دادند، اين نظرات مشتمل بر چهل هزار جوك شد و جوك ها از هفتاد كشور جهان براي اين انجمن ارسال شد. نتيجه انتخابات اين جوك بود:


دو شكارچي در جنگل بر روي درختها كمين كرده بودند. يكي از آنها از درخت سقوط كرد. شكارچي دوم احساس كرد دوستش كه از درخت سقوط كرده ، نفس نمي كشد و چشمانش باز و خيره مانده است.
او با موبايل با يك مركز اورژانس تماس مي گيرد و به فردي كه گوشي را برمي دارد مي گويد:
فكر مي كنم دوست من مرده است ، چكار بايد بكنم؟
طرف مقابل به آرامي مي گويد:
دلواپس نباش.
من مي توانم به تو كمك كنم.
ابتدا بايد مطمئن شويم كه مرده است
بعد از سكوتي كه حكمفرما مي شود صداي يك گلوله به گوش مي رسد. شكارچي دوم دوباره گوشي را برمي دارد و مي گويد: بسيار خب ، حالا چه كار بايد بكنم؟!


گورپال گوسال 31 ساله روان شناس برنده اين رقابت شد.


سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم. همه سوار قطار شدند.
آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند.
یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم. سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!


لینک ثابت | نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط علے  |  داغ کن - کلوب دات کام
:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © alighanbari.Blogfa.Com

کپی برداری از مطالب این وبلاگ با درج منبع آن اشکالی ندارد .